تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
ما ذا على من شمّ تربة احمد * ان لا يشمّ مدى الزّمان غواليا « 1 »
بر آن كس كه تربت احمد را ببويد ، چه مىشود كه براى هميشه ديگر عطرى را نبويد . ( 1 ) 5 - و نيز چنين سروده است :
اذا مات يوما ميّت قلّ ذكره * و ذكر ابى مذ مات و اللّه ازيد
هرگاه كسى بميرد يادش كم مىشود ، ولى به خدا سوگند ، ياد پدر من از آن هنگام كه رحلت نموده ، بيشتر شده است .
تذكّرت لمّا فرّق الموت بيننا * فعزّيت نفسى بالنّبىّ محمّد
هنگامى كه مرگ بين ما جدايى انداخت ، يادآور شده خود را به حضرت محمّد ، پيامبر خدا تسليت دادم .
فقلت لها : انّ الممات سبيلنا * و من لم يمت في يومه مات في غد « 2 »
به خود گفتم كه مرگ راه ماست و هر كس كه امروز نميرد ، فردا خواهد مرد . ( 2 ) 6 - و نيز فرموده است :
اذا اشتدّ شوقى زرت قبرك باكيا * انوح و اشكو لا اراك مجاوبى
در آن هنگام كه شوقم به ديدار تو شدّت مىگيرد ، قبر تو را با گريه زيارت مىكنم ، نوحه‌سرايى كرده از اينكه تو را پاسخگوى خود نمىبينم ، شكوه مىكنم .
فيا ساكن الغبراء علّمتنى البكاء * و ذكرك انسانى جميع المصائب
اى ساكن خاك ! تو گريه را به من آموختى و ياد تو تمام مصيبتها را از يادم برده است .
فان كنت عنّى في التّراب مغيّبا * فما كنت عن قلبي الحزين بغائب « 3 »
اگر چه تو در زير خاك از من پنهانى ، ولى از قلب محزون من پوشيده نيستى .
هامش
( 1 ) امين ، سيد محسن ، اعيان الشيعة ، ج 1 ص 323 ، چاپ بيروت . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 22 ص 523 . ( 3 ) قمى ، حاج شيخ عبّاس ، بيت الاحزان ، ص 140 .