ميدانهاى شهادت از بين برده بود ، انتقام گرفتند . « 1 »
دادخواهى اهل البيت عليهم السّلام
( 1 ) 42 - در پاسخ عايشه دختر طلحه فرمود : تو از من دربارهء جنايتى پرسش مىكنى كه دل مرغان هوا از شنيدن آن كباب است و قدمهاى انسان را سست مىكند و به لرزه درمىآورد ، گرد و غبارش به آسمان رفته داستان مصيبت بارش در زمين به جاى مانده است . فرزند فرومايهء ابى قحافه از قبيلهء تيم و حقّه باز قبيلهء عدى خواستند تا با ابو الحسن على عليه السّلام رقابت كنند و چون نتوانستند كارى از پيش ببرند ، بغض گلويشان را فشرده كينه و دشمنى او را در سينههايشان پنهان كرده در ظاهر آن را در خود فرو بردند ، همين كه چراغ ديانت خاموش و پيامبر امين ديده از جهان گشود ، كينههايشان به جوش ، و خشمشان به خروش آمد ، شيطان حاكم بر افكار و گفتارشان گشته بىدرنگ دست روى فدك گذاشته آن را غصب كردند . همان سرزمينى كه ملك خاصّ رسول خدا و عطيّهء پروردگار به برگزيده با وفايش بود . آن حضرت ملك مخصوص خود را به خاطر كودكان گرسنهام كه نوادگان ذرارى پاك او بودند به من بخشيد . خداوند از اين بخشش آگاه ، و امين وحى او بر اين واگذارى گواه بود .
حال كه معونه و ارث مخصوصم را از من گرفته و سايبانم را از سرم ربودهاند و نيز از مختصر روزى و قوتى كه داشتم ، مرا بازداشته و حقّم را خوردهاند ، در روز قيامت شكايتشان را به خدا كرده ، خورندهاش شعلههاى جهنّم را به همراه آب داغ و گداخته خواهد ديد . « 2 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 43 صص 157 - 156 ، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ص 205 . علّامه مجلسى در ذيل اين خبر گويد : اين روايت در مدرك نخستين ، تحريف و كلماتش جابهجا شده بود و چون بر مأخذى ديگر دست نيافتم ، عينا به همان گونه كه در مدرك نخستين بود آوردم و نتوانستم با متن ديگرى مقابله و تصحيح كنم . [ از اين رو ، ترجمهء ما هم شايد خيلى گويا نباشد ( مترجم ) ] .
( 2 ) رياحين الشريعه ، ج 2 ص 41 و امالى طوسى ، ج 1 ص 207 .