تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
نگذشتم مگر اينكه مىگفتند : اى سلمان ! آيا با خود مشك دارى ؟ گفتم : آرى . به هنگام افطار روزه‌ام را با آن باز كردم ، نه هسته‌اى داشت و نه ريگ و نه خاشاكى . روز بعد نزد آن حضرت رفته عرض كردم : من ديروز روزه‌ام را با تحفه و هديهء شما باز كردم . آن خرما نه هسته داشت و نه خار و خاشاكى . فرمود : اى سلمان ! هيچ‌گاه هسته و خاشاك نخواهد داشت زيرا از نخلى روييده است كه خداوند آن را در دار السلام ( بهشت ) با كلام و سخنى كاشته است كه پدرم حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من آموخت و من آن را صبح و شام مىگويم . « 1 »

علّت عدم دفاع على عليه السّلام از حقّ خود

( 1 ) 40 - محمود بن لبيد گويد : پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رحلت فرمود ، فاطمه عليها السّلام بر سر مزار شهيدان و از جمله حضرت حمزه رفته در آنجا مىگريست . يكى از روزها بر سر مزار حضرت حمزه رفته بودم ، حضرت را ديدم كه آنجا نشسته و گريه مىكند . چيزى نگفتم تا اينكه ساكت شد . جلو رفته سلام دادم و گفتم : اى بانوى زنان جهان ! به خدا سوگند رگهاى قلبم از گريهء شما پاره شد . فرمود : اى ابو عمر ! گريه شايسته و سزاوار من است . من به مصيبت فقدان بهترين پدران كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد ، گرفتار شده‌ام . اى واى ! كه چقدر مشتاق ديدار رسول خدايم . بعد اين شعر را سرود :
اذا مات ميّت قلّ ذكره * و ذكر ابى مذ مات و اللّه اكثر
آنگاه كه كسى مىميرد ، از او كمتر ياد مىشود . ولى به خدا سوگند كه ياد پدر من از هنگام مرگش بيشتر شده است . عرض كردم : بانوى من ! سؤالى دارم كه در سينه پنهان كرده مرا مىآزارد . فرمود : بپرس ! عرض كردم : آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيش از وفاتش دربارهء امامت حضرت
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 43 صص 67 - 66 ، و كلماتى كه حضرت زهرا صبح و شام تكرار مىفرمود اشاره به بحث دعاى نور است ( دعاى بر طرف شدن تب - فصل هجدهم ) .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 404 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى