تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
و الصّالحين ، و سلام على المرسلين أجمعين ، و الحمد للّه ربّ العالمين ، و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العليّ العظيم ، و حسبي اللّه و نعم الوكيل ، و صلّى اللّه على محمّد و آله و سلّم كثيرا . « 1 » ( 1 ) پاك و منزّه است كسى كه خطورات قلبى را مىداند ، پاك و منزّه است كسى كه شمارهء گناهان را مىداند ، پاك و منزّه است كسى كه هيچ امر پنهانى - چه در زمين و چه در آسمان - از او پوشيده نيست ، سپاس براى خداوندى است كه مرا نسبت به نعمتهاى خود ناسپاس و براى فضل و احسانش منكر قرار نداد . بنابراين ، خوبى از اوست و تنها او شايستهء آن است ، سپاس خداوند را بر حجّت رسايش ، بر همگى آفريده‌هايش ، چه فرمانبردار و چه نافرمان ، كه اگر بيامرزد به لطف و كرمش آمرزيده ، و اگر پيگيرى نمايد به خاطر كارهايى است كه از پيش انجام داده و قبلا مرتكب شده‌اند و براى بندگان خواهان ستم نيست . سپاس براى خداوند بلند جايگاه و برافراشتهء بنيان ، سختگير و استوار ، حاكم و چيره‌اى گرامى ، والامقام و دارندهء برهان آشكار ، مهربان ، بخشنده ، نعمت دهنده و بخشاينده كه بر ما منّت دارد . سپاس ويژهء خداوندى است كه از همهء مخلوقات پنهان گشته و به حقيقت ربوبيّت خدايى و قدرت يكتايى او را مىبينند ، ديدگان او را ادراك نكرده و خبرها بر او احاطه ندارند [ خبرها بيانگر عظمت وى نمىتوانند باشند ] و با هيچ اندازه‌اى قابل سنجش نيست و هيچ پندارى او را به خود راه ندهد ، زيرا او فرمانرواى چيره و مسلّط است . بار پروردگارا ! جايگاه مرا مىبينى ، گفتارم را مىشنوى و بر كارم آگاهى ، آنچه در باطن نهان دارم ، مىدانى و چيزى از كارهايم بر تو پوشيده نيست ، در وصول به آنچه كه مورد درخواست من است به درگاهت سعى و تلاش كرده ، و نيازم را از تو خواسته ، در سؤالم نزد تو ناليده و براى تهيدستى و نيازمندى ، خوارى و تنگدستى و گرفتارى و بيچارگى خود دستم را به سوى تو دراز كرده‌ام . تو پروردگار بخشنده‌اى هستى كه [ به بنده‌ات ] به چشم غفران و آمرزش مىنگرى . تو مىتوانى كسى غير از مرا عذاب فرمايى ، ولى من غير تو كسى را نمىتوانم بيابم تا مرا بيامرزد ، تو نيازى به عذاب دادن من ندارى ولى من محتاج رحمت تو هستم ، پس به همان نيازى كه به تو دارم و تو از من بىنيازى ، و به قدرتت بر من و به ضعف من
هامش
( 1 ) فلاح السائل ، ص 203 .