فاطمه مادر پيامبر ، مادر مصطفى مادر رسول خدا و مادر پدرش مىباشد .
( 1 ) و ممكن است كه مقصود از اين « كنيه » معنايى دقيقتر و لطيفتر از معناى اوّل و دوم باشد ، هر چند معناى اوّل ظاهرتر و روشنتر مىباشد ، و آن عبارت است از اينكه : « مادر هر چيزى ، اصل و اساس اوست ، چنان كه اهل لغت به اين معنى تصريح كردهاند ، مانند : امّ القوم ، امّ الكتاب ، امّ النجوم ، امّ الطرق ، امّ القرى كه شهر مكه است ، امّ الرأس ، امّ الدماغ : بنابراين ، ممكن است گفته شود كه مقصود آن حضرت از اين كنيه آن بوده كه دخترم فاطمه اصل درخت رسالت و ريشهء اساسى نبوّت است ، چنان كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود : شجرهء طيّبهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، ساقهاش على عليه السّلام و ريشهء درخت فاطمه عليها السّلام و ميوهاش فرزندان او و شاخ و برگش شيعيان آن حضرتند . « 1 »
همچنان كه اگر ريشه نباشد درخت خشك مىشود و طراوت و سرسبزىاش را از دست مىدهد ، اگر فاطمه نبود درخت اسلام سرسبز نمىشد ، زيرا رشد و نمو درخت وابسته به تغذيهء آن از طريق ريشهاش مىباشد و درخت شريعت مقدّس اسلام با مجاهدات و دفاع او از امام و شوهر بزرگوار مظلومش و مجاهدتها و فداكاريهاى فرزندانش ، به ويژه دو شير بچّهء گرامىاش رشد و نمو يافت . حضرت امام حسن عليه السّلام با صلحش درخت اسلام را نگه داشته از فرو پاشيدن آن جلوگيرى كرد و امام حسين عليه السّلام با خوددارى از بيعت با يزيد و ريخته شدن خون پاكش آن را آبيارى كرده رشد داد .
اگر صلح امام حسن و قيام امام حسين نبود درخت اسلام خشك مىشد و هيچ شاخ و برگى از آن باقى نمىماند . و پوشيده نيست كه اصل و ريشهء حسنين عليهما السّلام مادرشان حضرت زهرا عليها السّلام مىباشد و اگر او نبود ، پدر و شوهر و فرزندانش وجود نداشتند چنان كه در آغاز كتاب ، اين بحث را آورديم .
اينك براى تكميل اين بحث برخى از اخبار و روايات موجود در اين مبحث را نقل مىنماييم :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : من درختم ، فاطمه ريشه ، و على عامل بارورى ، و حسن
هامش
( 1 ) مجمع البحرين ، مادّهء شجر .