تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
براى خود چيزى نمىخواست . عرض كردم : اى مادر ! چرا براى خود دعا نمىكنى همان گونه كه براى ديگران دعا مىنمايى ؟ فرمود : پسركم ! اوّل همسايه و بعد از آن خانهء خود . « 1 » ( 1 ) 4 - از علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على ( از پدرانش ) از على عليهم السّلام روايت كرد كه فرمود : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا به همسرى با فاطمه درآورد ، به من فرمود : يا على ! بشارت باد بر تو ، همانا خداوند كفايت فرمود مرا نسبت به آنچه كه براى من اهمّيّت داشت از كار ازدواج تو . عرض كردم : آنچه براى شما مهم بود ، چه بود ؟ فرمود : جبرائيل خوشه‌اى از خوشه‌هاى بهشت با گلى از ميخك‌هاى بهشتى نزد من آورد . آنها را گرفته بوييدم و گفتم : اى جبرائيل ! اينها براى چيست ؟ گفت : همانا خداوند به فرشتگان و ساكنان بهشتى دستور داد كه بهشت را با درختان ، رودخانه‌ها ، كاخ‌ها ، منزل‌ها ، خانه‌ها و غرفه‌هايش زينت كنند و به حور العين دستور داده بود كه سورهء « حمعسق » و « يس » را قرائت نمايند و منادى صدا مىزد كه خداوند مىفرمايد : من فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به همسرى علىّ بن ابى طالب درآوردم . سپس خداوند متعال فرشتگان را مأمور كرد كه بر سر آنان از درّ و ياقوت و لؤلؤ و جواهرات بريزند و سنبل و قرنفل بر سرشان نثار كنند ، و اين خوشه و گل از آن چيزهايى است كه بر فرشتگان نثار شد . « 2 » ( 2 ) 5 - حضرت رضا از پدران بزرگوارش ، از امير المؤمنين على عليهم السّلام روايت كند كه پيامبر اكرم به من فرمود : اى على ! عدّه‌اى از بزرگان قريش مرا در مورد فاطمه سرزنش كرده گفتند : ما فاطمه را از تو خواستگارى كرديم و موافقت ننمودى . و او را به على دادى ؟ به آنان گفتم : به خدا سوگند ، من از پيش خودم خوددارى نكردم و به نظر شخصى خودم او را به همسرى با على درنياوردم ، بلكه خداوند با ازدواج شما مخالفت و با ازدواج على موافقت فرمود . جبرائيل بر من نازل شده گفت : اى محمّد ! همانا خداوند عزّ و جل مىفرمايد : اگر على را نمىآفريدم براى دخترت فاطمه همتا و
هامش
( 1 ) همان مدرك صص 20 - 19 . ( 2 ) همان مدرك صص 20 - 19 .