كسى به پاى او برسد . سلطان ، سران لشكرى و كشورى ، وزيران ، كاتبان و ديگر مردمان او را بر همگان ارج مىنهند و از بنى هاشم به او بيش از ديگران احترام مىگذارند و بزرگداشت او را بر خود واجب مىشمارند . . . » « 1 » .
اين گفته تصوير جامعى است از جلوههاى امام ، بخشش ، گذشت ، عفت ، وقار ، شجاعت و ديگر اوصافى كه در معاصرين يافت نمىشد همه در امام جمع است و همگان ناگزير مىشوند حرمت ايشان را نگهدارند و به فضيلت ايشان اعتراف كنند .
5 - عبيد بن خاقان
عبيد بن خاقان از شخصيتهاى سياسى و وزراى زمان امام بود ليكن بدور از مجامله حقيقت را به زبان آورده و در وصف حضرت داد سخن مىدهد :
« اگر خلافت از ميان خلفاى بنى عباس رخت بر بندد كسى از هاشميان سزاوار آن نخواهد بود ، جز او - امام حسن عسكرى - تنها اين مرد است كه باتقوا ، عفت ، راهيابى ، خويشتندارى ، زهد ، پارسايى ، عبادت ، اخلاق زيبا و صلاحش شايسته خلافت مىباشد . . . » « 2 » .
عبيد نه به امامت حضرت معتقد است و نه از پيروان ايشان به شمار مىرود بلكه مخالف ايشان نيز هست ليكن حقيقت وجودى امام جلوهگر است و او به عيان مىبيند كه خلافت جز او را نسزد زيرا تمامى صفات نيك و خصائص رهبرى و زمامدارى از فضل ، تقوا ، خويشتندارى ، زهد در دنيا ، اخلاق نيك ، سيرت زيبا ، شجاعت و صلاح نفس در او جمع است و هر كس اين اوصاف را دارا باشد شايسته خلافت و امامت است .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 50 ، ص 325 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 50 ، ص 327 .