شاهد رنج و محنتهاى ايشان بود . عباسيان - بخصوص متوكل - انواع مشكلات را براى امام فراهم مىساختند .
متوكل امام هادى را از مدينه به سامرّاء منتقل كرد و در آنجا او را تحت نظر گرفت و مانع بهرهمندى دانشوران و فقها از علم ايشان گشت و از رسيدن حقوق شرعيّه به ايشان جلوگيرى كرد و ايشان را در حلقهاى از جاسوسان قرار داد . و گاهبگاه دستور مىداد به خانهء ايشان يورش برند و امام را در هر حالتى كه هست به دربار آورند .
خليفه به اينها قناعت نكرد بلكه رسما زيارت مرقد مطهر امام حسين - عليه السّلام - پيشاهنگ كرامت و انسانيّت را منع كرد و دستور داد قبر ايشان را ويران كنند - جايى كه از جمله نقاط برگزيده خداوند است - تمامى اين حوادث و رويدادها در برابر ديدگان امام حسن عسكرى كه در آستانه زندگى و شكوفايى عمر بود رخ داد و قلب ايشان را مالامال از درد و اندوه نمود و سينهشان از اين همه نامردمى شرحه شرحه شد .
در سوگ برادر
ابو جعفر ، سيّد محمّد فرزند امام هادى - عليه السّلام - نمونه زيبايى از امامان اهل بيت و جلوهء تابناك افكار و ديدگاههاى آنان بود . تيزهوشى ، اخلاق و الا ، گستردگى علوم و ادب بسيار برجسته ، او را از ديگران متمايز مىساخت تا آنجا كه بسيارى از شيعيان بر آن باور بودند كه پس از امام هادى منصب امامت به او مىرسد .
عارف بزرگ « الكلانى » دربارهء وقار و اخلاق نيكوى او چنين مىگويد :
خدمت ابو جعفر ، محمّد بن على الرضا ( لقب امام هادى ) در آغاز شكوفايى و سن كم رسيدم و از او باوقارتر ، بزرگوارتر ، جليلتر و پاكيزهتر نديدم . در آن هنگام امام حسن عسكرى - در حجاز - كودك بود و ابو جعفر او را بسيار