وكيل حضرت قائم - عليه السّلام - بودند و اخبار متعددى در مدح او و بزرگداشتش صادر شده است . احمد بن اسحاق از امام حسن عسكرى - عليه السّلام - پرسيد :
سخن كه را بپذيرم ، از كه مبانى دين را بگيرم و با كه مراوده كنم ؟
حضرت پاسخ داد : « العمرى - عثمان بن سعيد - و فرزندش محمّد ، ثقه و مورد اعتمادم هستند و هر چه به تو ابلاغ كنند از طرف من بوده است » « 1 » .
امام قائم - عليه السّلام - محمّد را در سوگ پدرش در توقيعى چنين تسليت گفت : « خداوند بهرهات را افزون و ثوابت را فراوان كند و پاداش نيكت عطا نمايد . در سوگ نشستى و در سوگ نشستيم ، دورى پدرت تو و ما را افسرده كرد ، خداوند او را در جايگاهش خشنود كند ، از كمال سعادت او بود كه خداوند فرزندى چون تو نصيبش ساخت تا جانشين او باشد ، كارهايش را انجام دهد و بر او رحمت فرستد ، مىگويم شكر خدا را كه با بودنت شيعيان ايمن و آرام هستند . خداوند بر دادهات بيفزايد ، تو را يارى كند ، موفق بدارد ، نيرومند كند ، ولى ، سرپرست ، نگهبان و پاسدار تو باشد » « 2 » .
صدوق به سند خود از عبد اللّه بن جعفر حميرى نقل مىكند كه گفت : از محمّد بن عثمان العمرى - رضى اللّه عنه - پرسيدم : آيا حضرت قائم - عليه السّلام - را ديدهاى ؟
پاسخ داد : آرى ، آخرين بار كه او را ديدم در كعبه بود كه مىفرمود :
« پروردگارا ! وعدهاى را كه به من دادهاى محقق كن » .
همچنين محمّد بن عثمان گفت : حضرت را ديدم كه به پردههاى كعبه چنگ زده بود و مىگفت : « پروردگارا ! از دشمنانت انتقام بگير » « 3 » .
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ، كتاب الحجة .
( 2 ) - معجم رجال الحديث ، ج 16 ، ص 310 .
( 3 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، باب نوادر الحج .