زمان امام حسن عسكرى - عليه السّلام - امرى بر من آشكار شد اموال را انفاق خواهم كرد و گرنه خود از آنها بهرهمند مىشوم . راه عراق را در پيش گرفتم خانهاى بر كرانه شط كرايه كردم و چند روزى اقامت گزيدم كه پيكى نامهاى برايم آورد كه در آن نوشته شده بود : اى محمّد ! در داخل فلان و فلان اين مبلغ دارى و جزئيات همه آنچه را با خود داشتم نوشته بود حتى بيش از آنچه مىدانستم در نامه آمده بود . من هم اموال را به پيك دادم و خود چند روزى توقف كردم ليكن خبرى از كسى نشد و من اندوهگين شدم . پس از آن نامه آمد كه : « تو را به جاى پدرت گماشتيم پس خداى را ستايش كن » « 1 » .
اين ماجرا گواهى است بر علوّ شأن و منزلت والاى ابراهيم .
71 - محمّد بن ابى الصهبان : شيخ « 2 » و برقى « 3 » او را از اصحاب امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نام مىبرند .
72 - محمّد بن احمد العطار : ابن جعفر قمى ، شيخ او را از اصحاب و وكيل امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نام مىبرد و مىافزايد كه امام على هادى - عليه السّلام - را نيز درك كرد « 4 » .
73 - محمّد بن احمد بن مطهر : شيخ او را از اصحاب امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نام مىبرد و مىافزايد كه او بغدادى و يونسى است « 5 » .
74 - محمّد بن احمد نيشابورى : ابن نعيم ، ابو عبد اللّه شاذانى است و شيخ او را از اصحاب امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نام مىبرد « 6 » . صدوق به سند خود از
هامش
( 1 ) - اصول كافى .
( 2 ) - رجال طوسى .
( 3 ) - رجال برقى .
( 4 ) - رجال طوسى .
( 5 ) - رجال طوسى .
( 6 ) - رجال طوسى .