مىدارم . آن دو را لعنت مىكنم ، لعنت خدا بر آنان باد . فتنهگرانى هستند كه نام ما را وسيله نان خود كردهاند . آزارگرانى هستند كه خدا آنان را بيازارد و بر آنان لعنت فرستد و در فتنه تباه كند . ابن بابا گمان مىكند او را به پيامبرى فرستادهام و او « باب » است . لعنت خدا بر او باد . شيطان او را فريفته و گمراه كرده است . هر كه سخن او را بپذيرد لعنت خدا بر او باد .
اى محمّد ! اگر بتوانى سرش را به سنگ بكوبى اين كار را بكن كه او مرا آزار داده است . خداوند او را در دنيا و آخرت بيازارد » .
اين نامه شدت نگرانى و تأثر امام را از اين ديو سيرت كه پشت پا به دين زد و در ظلمات گمراهى گم شد نشان مىدهد .
30 - حسن بن موسى الخشّاب : نجاشى مىگويد : « او از بزرگان اصحاب ماست . دانش و حديث بسيارى داشت و كتابهايى تصنيف كرد از جمله :
« الرد على الواقفة » و « النوادر » . گفتهاند كه او را كتاب « الحج » و كتاب « الأنبياء » است . شيخ او را از اصحاب امام حسن - عليه السّلام - برمىشمارد » « 1 » .
31 - حسن بن النضر : ابو عون ابرش است و شيخ او را از اصحاب امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نام مىبرد « 2 » .
32 - حسن بن النضر : او پس از وفات امام حسن عسكرى - عليه السّلام - موالى را به خدمت ولىّ عصر - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - برد و حضرت به او در بازگشت دو پيراهن داد . در ماه رمضان فوت كرد و در همان دو پيراهن او را كفن كردند . اهل قم است و مستقيما و بدون واسطهء وكيلان حضرت ، معجزاتى از امام زمان - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - مشاهده كرد « 3 » . آية اللّه خوئى احتمال مىدهد كه اين حسن با حسن قبلى يكى باشد « 4 » .
هامش
( 1 و 2 ) - رجال طوسى .
( 3 ) - اكمال الدين .
( 4 ) - معجم رجال الحديث ، ج 5 ، ص 148 .