ايران ، و قوت دادن اسلام و مسلمان شدن او ، و تشريفهاء گرانمايه فرستادن جهت خداوند ملك معظم نصير الحق و الدين خلد الله ملكه ، چون فرمان و پايژه [ 1 ] و چتر و علم و طبل و شمشير و قباء خاصّ مرصّع ، و نوازش بسيار و منشور دادن جهت امارت سيستان و نيه و فراه و قلعهء كاه و بست و تكناباد ، و تمامى نواحى رود ، و اعزاز و اكرام فرمودن ، در سال ششصد و هشتاد و سه .
معمور گردانيدن مواضع حصار طاق و جمع كردن مردم بسيار از در طعام و رود زدن ، و آب بردن بدين مواضع مذكور ، و عمارت حصار با تمام رسانيدن ، و مردم بسيار جمع شدن در آن طرف و روى بآبادانى نهادن ، در سال ششصد و هشتاد و چهار .
آمدن برادر طغان - و هو ترشير ملك [ 2 ] ، با لشگر انبوه از مغول بنيه و جنگ كردن بر در نيه و فرو آوردن شمس الدين محمد شاه را با رعايا ، و خانه خيز [ 3 ] بردن ايشان را بقهستان ، در سال ششصد و هشتاد و هشت .
فرستادن خدام ملك نصير الدين خلد الله ملكه فرزند خود شاه شمس الدين على را بنيه ، و آبادان كردن آن بقعه و از آنجا بجانب قهستان رفتن و گرفتن جوسف و بيرجند و باقى شيب طرف قهستان ، و مقام ساختن آنجا هم درين سال .
آمدن كمشو ، از نسل پادشاهان مغول با پنج هزار سوار ، بولايت اوق و سوختن چند چرخ باد ، و رفتن بپاى قلعهء سفيد كوه كه معروفست بلاش ، و مشاهده كردن [ سپاه ] بسيار با عدّت تمام ، و از آنجا مخوف بازگشتن بجانب خراسان هم درين سال مذكور .
آمدن اتابك يزد و هو اتابك معظم قطب الملَّة و الدّين اتابك علاء الدوله و مقام ساختن در مدينهء سجستان مدت يك سال ، و از اينجا رفتن بخراسان به خدمت امير نوروز [ 4 ] هم درين سال .
هامش
[ 1 ] پايزه و پايژه بمعنى دستخط و منشور پادشاهى است .
[ 2 ] كذا . احياء : با ملك ترشيز ( ؟ )
[ 3 ] خانه خيز - بمعنى خانه كوچ حاليه است . ( رك تعليقات )
[ 4 ] امير نوروز يكى از امراى بزرگ عهد سلطان غازان خان است و از مغولانيست كه اسلام آورد و داراى صفات بزرگ و شجاعت و اطوار پسنديده بوده است در 696 در نتيجهء غدر فخر الدين كرت بدست قتلق شاه در پاى حصار هراة بقتل رسيد .