باز عزل كردند [ 1 ] و ربعى بن حابس [ 2 ] العنبرى اينجا آمد ، تا او اينجا رسيد على امير المؤمنين كشته شد بر دست عبد الرحمن بن ملجم ، شب آدينه لسبع عشرة ليلة خلت من شهر الله المبارك ، و شست و دو ساله بود ، و خلافت او چهار سال و نه ماه بود ، و عبد الله بن جعفر و الحسين [ 3 ] بن على ، عبد الرّحمن ملجم را بگرفتند و دو دست و پاى ببريدند و چشم و زبانش ببريدند [ 4 ] ، و اهل كوفه الحسن بن على بن ابى طالب را بيعت كردند .
و چون خبر كشتن على بشام رسيد مردمان شام معويه را بيعت كردند بايليا ، و او معاوية ابن ابى سفين بود و نام ابو سفين صخر بن حرب بن اميّة [ 5 ] بن عبد شمس بن عبد مناف بود ، و كنيت او ابو عبد الرحمن بود ، و معويه بدمشق آمد و ز آنجا بكوفه آمد ، و حسن بن على از كوفه بيرون آمد ، بانبار [ 6 ] فراهم رسيدند و آنجا صلح كردند بشرطها ، و حسن امارت بگذاشت .
( نشستن معويه بخليفتى )
و پادشاهى ، معويه را صافى شد ، ز آنجا بمدينه شد ، و اين اندر سال چهل و يكم بود از هجرت ، و اين سال را سنة الجماعه نام كردند ، زيرا كه كار ، معويه را چنان كه خواست اندرين سال بوده شد ، چون حال چنين بود ، معويه بصره عبد الله بن عامر كريز را [ 7 ] داد و سيستان و خراسان ، و او برفت كه اينجا بسيستان آيد .
هامش
[ 1 ] بلاذرى و ابن اثير گويند : عبد الرحمن بدست حسكة بن عتاب الحبطى كه از صعاليك عرب و سيستان را بغلبه گرفته بود كشته گشت ( بلاذرى 402 ) كامل ( ج 3 ص 105 ) .
[ 2 ] كذا . بدون نقطه ، و الظاهر « كاس » رجوع بحاشيه ( 3 ) صفحه ( 89 ) .
[ 3 ] ص : حسن .
[ 4 ] باتفاق تواريخ بيش از ضربتى بوى نزدند - و ابن اثير مينويسد : مردم كوفه او را بسوختند .
[ 5 ] اصل : نام او سفين بن صجر بن ابيه . و سفين بجاى سفيان به نظر حقير نرسيده و صحيح هم نيست چه با سفين به وزن دفين اشتباه شدنى است .
[ 6 ] اصل : بانهار .
[ 7 ] اصل : را كريز .