صورتي كه مستحق حاضر نبوده چيزى بر أو واجب نيست واگر مستحق حاضر بوده
بنابر احتياط واجب بايد عوض آن را بدهد .
( مسأله 1958 ) اگر زكات را از خود مال كنار بگذارد مىتواند در بقيه آن تصرف
كند . واگر از مال ديگرش كنار بگذارد مىتواند در تمام مال تصرف نمايد .
( مسأله 1959 ) انسان نمىتواند زكاتى را كه كنار گذاشته براي خود بردارد وچيز
ديگرى بجاى آن بگذارد .
( مسأله 1960 ) اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى حاصل شود مثلا گوسفندى كه
براي زكات گذاشته بره بياورد مال فقير است .
( مسأله 1961 ) اگر موقعى كه زكات را كنار مىگذارد مستحقي حاضر بأشد بهتر
است زكات را به أو بدهد مگر كسى را در نظر داشته بأشد كه دادن زكات به أو از جهتي بهتر
بأشد .
( مسأله 1962 ) اگر بدون اجازه حاكم شرع با مالي كه براي زكات كنار گذاشته
تجارت كند وضرر نمايد نبايد چيزى از زكات كم كند ولى اگر منفعت كند بايد آن را
به مستحق بدهد .
( مسأله 1963 ) اگر پيش از آن كه زكات بر أو واجب شود چيزى بابت زكات به فقير
بدهد زكات حساب نمىشود ، وبعد از آن كه زكات بر أو واجب شد اگر چيزى را كه به فقير
داده از بين نرفته بأشد وآن فقير هم به فقر خود باقي بأشد مىتواند چيزى را كه به أو داده
بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1964 ) فقيرى كه مىداند زكات بر انسان واجب نشده اگر چيزى بابت زكات
بگيرد وپيش أو تلف شود ضامن است ، پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مىشود
اگر آن فقير به فقر خود باقي بأشد مىتواند عوض چيزى را كه به أو داده بابت زكات حساب
كند .
( مسأله 1965 ) فقيرى كه نمىداند زكات بر انسان واجب نشده اگر چيزى بابت زكات
بگيرد وپيش أو تلف شود ضامن نيست ، وانسان نمىتواند عوض آن را بابت زكات