تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
( مسأله 1833 ) به سيدي كه معصيت كار است اگر خمس دادن كمك به معصيت أو بأشد نمىشود خمس داد . وأحوط آنست كه به سيدي كه شراب مىخورد يا نماز نمىخواند يا آشكارا معصيت مىكند اگر چه دادن خمس كمك به معصيت أو نباشد خمس ندهد .
( مسأله 1834 ) اگر كسى بگويد سيدم ، نمىشود به أو خمس داد مگر آن كه دو نفر عادل سيد بودن أو را تصديق كنند يا در بين مردم بطورى معروف بأشد كه انسان يقين يا اطمينان كند كه سيد است .
( مسأله 1835 ) به كسى كه در شهر خودش مشهور بأشد سيد است اگر چه انسان به سيد بودن أو يقين يا اطمينان نداشته بأشد مىشود خمس داد .
( مسأله 1836 ) كسى كه زنش سيده است بنابر احتياط واجب نبايد به أو خمس بدهد كه به مصرف مخارج خودش برساند ، ولى اگر مخارج ديگران بر آن زن واجب بأشد ونتواند مخارج آنان را بدهد جائز است انسان خمسش را به آن زن بدهد كه به مصرف آنان برساند وهم چنين است دادن خمس به أو كه در نفقات غير واجبه اش صرف نمايد .
( مسأله 1837 ) اگر مخارج سيد يا سيده أي كه زن انسان نيست بر انسان واجب بأشد بنابر احتياط واجب نمىتواند خوراك وپوشاك وسائر نفقات واجبه أو را از خمس بدهد ، ولى اگر مقداري خمس به أو بدهد كه به مصرف ديگرى " غير از نفقات واجبه " برساند مانعى ندارد .
( مسأله 1838 ) به سيد فقيرى كه مخارجش بر ديگرى واجب است وأو نمىتواند مخارج آن سيد را بدهد يا دارد ونمىدهد مىشود خمس داد .
( مسأله 1839 ) احتياط واجب آنست كه بيشتر از مخارج يك سال به يك سيد فقير خمس ندهند .
( مسأله 1840 ) اگر در شهر انسان سيد مستحقي نباشد ويقين يا اطمينان داشته بأشد كه بعدا نيز پيدا نمىشود يا نگهدارى خمس تا پيدا شدن مستحق ممكن نباشد