( 1 ) 440 - ابو منصور عبد العزيز را شنيدم كه با اسنادى مىگفت كه من او را حفظ نكردهام ، گفت از شبلى در بارهء على ( ع ) پرسيده شد شبلى گفت ، دلال يگانهپرستى ، و درخت پر گل حكمت ، كه امت در باره آن امتحان شده ناچيز در آمدند و سائلى از او پرسيد ، به او گفت : مرا در راه ملاقات مىكنى ، سپس پرسيد گفت : براى هميشه دست از اين سؤال بردار و بيا .
( 2 ) 441 - گفت : ابو نعيم طلحى در بغداد نشسته حديث املاء مىكرد ، مردى بگمانم از اهل خراسان بود به پا خواست و گفت : اين شيخ شيعهگرى مىكند ، صورت خود را از او برگردانيد و سپس او از جانب ديگر آمد ، باز صورت خود را برگردانيد و به آن مرد گفت : كدام تندبادى است كه از تو به من مىوزد ؟ سپس شروع كرد به خواندن : همواره از تو پنهان داشتم گويا كه من براى برگرداندن جواب پرسشكننده عجمى هستم تا اينكه از شر گفتههاى سخنچينان سلامت بمانم و تو نيز سالم بمانى و آيا زندهاى از شر اين مردم سالم مىماند ؟ و او اين گفتار را تكرار مىكرد و گفت صالح فرزند حى گفت : شنيدم جعفر فرزند محمد مىگفت : دوستى على عبادت است و بهترين عبادت آن است كتمان شود .
( 3 ) 442 - خبر داد بما ابو غالب محمد فرزند احمد فرزند سهل نحوى ( رحمت خدا بر او باد ) كه بر ما نقل كرد ابو الفضل عبد الواحد فرزند عبد العزيز تميمى نقل كرد بما قاضى ابو بكر محمد فرزند عمر جعابى بما نقل كرد سرى فرزند منصور فرزند عمار كه بما نقل كرد پدرم از ابو لهيعه از ابو قبيل گفت هنگامى كه حسين بن على شهيد شد سرش را از بدن جدا كرده و او را سير دادند ، هنگامى كه شب فرا رسيد بزم شراب آراستند و بسر استهزاء ميكردند ، دستى از ديوار درآمد كه قلمى آهنين در آن بود سطرى با خون بر ديوار نوشت .
آيا امتى كه حسين را كشتند اميدوارند كه در روز حساب از شفاعت جدش بهرهمند گردند .
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: ابن المغازلي
ص٢٩٣