تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
به پيش پيامبر ( ص ) آمده و فاطمه را خواستگارى كرد پيامبر ( ص ) جوابى به او نداد ، سپس عمر او را خواستگارى نمود ، جوابى به او نداد . سپس آنان را جمع كرد و او را به على بن ابى طالب تزويج كرد و گفته شده : كه پيامبر بر ابو بكر و عمر رو كرده فرمود بتحقيق خداى توانا مرا امر فرموده كه او را بعلى تزويج نمايم و بر من در آشكار ساختن آن تا اين وقت اذن نداده بود ، و من آن چه كه خداى عزيز و توانا امر كرده او را آشكار نكنم ، نمىكنم . ( 1 ) 398 - خبر داد به ما ابو اسحاق ابراهيم فرزند طلحه فرزند ابراهيم فرزند محمد فرزند غسان بصرى ( اجازة ) كه ابو يعقوب يوسف فرزند يعقوب نجيرمى به آنها نقل كرده و گفت : بما نقل نمود يعقوب فرزند غيلان كه نقل كرد به ما احمد فرزند عبده نقل نمود به ما سفيان نقل كرد بما حميد فرزند عبد الرحمن از پدرش از عبد الكريم فرزند سليط از ابن بريده از پدرش كه على ( ع ) هنگامى كه فاطمه را خواستگارى كرد پيامبر ( ص ) فرمود ، آفرين خوش آمدى خدايا بعلى و فاطمه مبارك گردان . ( 2 ) 399 - خبر داد بما احمد فرزند محمد فرزند عبد الوهاب ( اجازة ) كه خبر داد بما احمد فرزند على فرزند جعفر خيوطى نقل كرد بما ابو عبد اللَّه محمد فرزند حسين زعفرانى نقل كرد بما احمد فرزند ابو خيثمه نقل كرد بما حسين فرزند حماد نقل كرد بما يحيى فرزند يعلى اسلمى از سعيد فرزند ابو عروبه از قتاده از انس فرزند مالك گفت : ابو بكر بسوى پيامبر ( ص ) آمد و پيش او نشست و گفت اى رسول خدا خيرخواهى و قدمت مرا در اسلام دانسته‌اى بتحقيق من بتحقيق من . . . فرمود : چه شده ؟ گفت : آيا فاطمه را به من تزويج مىكنى ؟ گفت از او ساكت شد ، يا گفت از او رو گردانيد . راوى گفت ابو بكر بسوى عمر بازگشت و گفت : بتحقيق هلاك شدم و هلاك نمودم گفت : اين حرف چيست ؟ گفت بسوى پيامبر ( ص ) رفته و فاطمه را خواستگارى كردم . از من رو گردانيد گفت همين جا باش تا بسوى پيامبر ( ص ) بروم و مانند آنچه