باب سوم در بيان طبقات اطباء يونان كه از نسل اسقلبيوس بودند
بطورى كه گفتيم : چون اسقلبيوس از راه تجربه بر صنعت طب آگاه شد و قسمتهائى از آن نزد او ماند ، شروع به تعليم آن بفرزندان و نزديكان خود نمود و از آنها تعهد و پيمان گرفت كه اين صنعت را جز به اولاد و به كسانى كه از نسل او هستند تعليم ندهند و كسانى كه از شاگردان و خويشان او بودند فقط شش نفر به اين شرح مىباشند :
ماغينس ، سقراطون ، خروسيس طبيب ، 1 مهر آريس كه دروغهائى به او بسته و نسبش در كتابهاى اولين تزوير شده و آنكه او بسليمان بن داود ملحق شد . اين حرفها خرافات است ، زيرا بين آنها هزاران سال فاصله است 2 و موريدس و ميساوس مىباشند كه هريك از آنها معتقد براى استاد خود اسقلبيوس بودند ، كه از طريق تجربه بوده است .
اين در صورتى است كه بگوئيم آن آراء از راه تجربه بوجود آمده است .
صنعت طب از اين شاگردان به كسى كه تعليم داده بودند منتقل مىگرديد تا آنكه ( غورس ) ظهور كرد .
1
غورس
بنا بنوشتهء يحيى نحوى ، غورس دومين طبيب حاذق و مشهورى است كه اسقلبيوس اول آنها بوده است .
يحيى اينطور گفته است : اطباء مشهورى كه مرجع بوده و در صنعت طب به آنها اقتداء كردهاند و از يونانيان بما رسيد ، هشت نفر بودند ، بدين شرح :