و اتق اللّه و احدث توبة * ان ما كان كشى لم يكن
ترجمه و مفاد ابيات بالا اين است :
امروز پسر هند ( معاويه ) مشغول شماتت شده و با نخوت و تكبر از آنكه حسن بن على ( ع ) وفات كرده است ، خشنود مىباشد .
خدا حسن را رحمت كند ، وجود او بسيار معاويه را ناراحت مىكرد ، استخوانى بود در قلب او فرورفته و صداى او گوشش را خراش مىداد .
حسن بن على ( ع ) در طول حيات خود در زمينهء عدالت مثل كوه رضوى و ثبير و حضن ، پا برجا و استوار بود .
هنگامى كه مىآمد و آهنگ صداى او بلند بود ، سينه معاويه نسبت به او از كينه مىجوشيد .
اى معاويه امروزه ديگر ايمن و راحت مشغول چرا باش .
از خدا بپرهيز و توبه كن ، آن شخصيتى بود كه ، ( كه تو از او در هراس بودى ) ديگر وجود ندارد . 2
1
6 - ابو الحكم :
اين مرد طبيبى مسيحى و به انواع معالجات و داروها آگاه و عالم و صاحب اعمال و كارهاى بزرگى در طب بود و صفات مشهورى در اين صناعت داشت .
معاويه از او استفاده طبى مىكرد و به او اعتماد داشت ، بدين معنى كه از تركيب داروهائيكه در اغراض شخصى به كار مىبرد ، به او اعتماد كامل داشت .
ابو الحكم عمر درازى كرد و از يكصد سال عمرش تجاوز نمود .
ابو جعفر احمد بن يوسف بن ابراهيم گفت : پدرم برايم گفت : عيسى بن حكم دمشقى طبيب گفت : پدرم از پدرش نقل كرد و گفت : در دورهء معاوية بن ابو سفيان يزيد پسرش امير الحاج شد . معاويه مرا با او فرستاد تا طبيب او باشم . من باتفاق عبد الصمد بن على بن عبد اللّه بن عباس با او به مكه حركت نموديم . نسبت عبد الصمد