آن را غير متناهى دانست ، بلكه ممكن است ، حصر و شمارش آن غير ممكن باشد .
ابو جابر مىگويد : اگر اشخاصى كه اين صنعت به آنها بسته است بالضروره داراى مبدء هستند ، پس صناعت طب نيز قطعا داراى مبدء و ابتدا بوده و از طرفى واضح است شخصى كه در مرتبه اول كثرت قرار گرفته محتاج به اين صنعت است ، مثل احتياج ساير افراد .
همچنين واضح است كه اين صنعت براى شخص اول از طريق استنباط پيدا نشده زيرا عمر او كوتاه بوده و صنعت طولانى است و ممكن نيست در ابتداى امر اجتماعى باشد كه استنباط طب گردد ، زيرا طب صنعتى است متقن و محكم و هر امر متقن و محكمى از طريق اختلاف استنباط نمىگردد ، بلكه بايد از طريق اتفاق باشد . اشخاصى كه در اول كثرت بودهاند ، نمىتوانند بر امر متقنى اتفاق داشته باشند ، زيرا هر فردى از هر حيث مساوى با فرد ديگرى نيست ، پس اختلاف حتمى است .
ابن مطران مىنويسد : اين استدلال در ساير علوم و صنايع هم ممكن است جارى شود ، يعنى آنها را هم الهام بدانيم ، زيرا تمام علوم نيز متقن مىباشند . ايضا گفته است كه افراد ممكن نيست بر امر غير مهم اتفاق نمايند ، بلكه اجتماع و اتفاق آنها بر امر متيقن خواهد بود و اختلاف در مورد امر غير متيقن پيش مىآيد .
ابو جابر گويد : ثابت شده است اشخاص در مبدء كثرت قدرت استنباط اين صنعت را ندارند ، چنان كه در انتهاى كثرت هم نمىتوانند اين صنعت را استنباط كنند ، زيرا از هم دور و متباين بوده و اختلاف دارند .
ما نيز مىگوئيم : اگر كسى شك كند و بگويد آيا ممكن است فرض شود ، فردى محل روئيدن علفها يا داروها يا محل معادن و خواص آنها همچنين قوه و تأثير و خاصيت حيوانات و ضرر و منافع وجودى آنها را نيز بداند ، يا بعضى از امراض و كشورها را شناخته و اختلاف مزاج هريك از مردم آن ممالك مختلف را تشخيص دهد و يا بداند اگر داروهاى معينى را باهم تركيب كند چه اثرى دارد و بداند چه چيز براى چه نوع مزاجى ملايم و چه چيز ملايم نيست و يا امور ديگرى از اين قبيل كه در صنعت طب ضرورى است ، چنين فردى اگر اين مراتب را سهل و آسان
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص٩