آنها كه به قدم طب معتقدند مىگويند : « طب از قديم بوده و مثل ساير اشياء و امور قديمه مانند خلقت انسان است » ؛
اما گفتار آنان كه طب را حديث مىدانند بر دو قسم است :
دستهاى گويند طب با خلقت انسان يك جا بوجود آمده است ، زيرا كه طب يكى از موضوعاتى است كه بقاء سلامت آدمى بدان بسته است ؛
دسته ديگر كه اكثريت دارند گويند : « طب بعد از خلقت انسان استنباط و استخراج گرديده است » ؛
اين دسته نيز دو گروهند . گروهى گويند : « خداوند طب را به انسان الهام نموده است » .
جالينوس و بقراط و تمام قياسيون و شعراء يونان اين عقيده را داشتهاند .
گروه ديگر گويند : « اين مردم مىباشند كه طب را بوجود آوردند » . اينها جمعى از مردم اهل تجربه و اصحاب حيل هستند . و ثاسلس جدلى كه اهل مغالطه بود و فيلن نيز اين عقيده را داشتهاند . اين گروه هم در بين خود از حيث وضعى كه طب ظهور كرده و در چگونگى آن اختلاف دارند ، مثلا بعضى از آنها گويند كه مصريان آن را استخراج كردهاند و استدلال آنها بر مبناى داروئى است كه به يونانى آن را آلانى يعنى راسن « 1 » مىنامند ؛
بعضى مىگويند هرمس « 2 » ساير صنايع و فلسفه و طب را استنباط و ايجاد كرده است ؛
برخى گفتهاند كه اهالى فولوس طب را از داروهائى كه يكى از قابلهها براى
هامش
( 1 ) - نام ديگرش قنس ، پيل گوش ، زنجبيل شامى است . فيروزآبادى گفته است گياهى است خوشبو در تمام دردهاى سرد و ماليخوليا و درد كمر و مفاصل مفيد است ، مفرح و جلاء دهنده و ملين مىباشد . قلب و معده را در صورت مخلوط كردن آن با عسل تقويت كند ، براى سرفه و تنگى نفس مفيد است و عصبانيت و آفات را در انسان دور مىسازد. ( Grande aunee )( 2 ) - روميها( Mercure )را خداى تجارت و با هرمس يونانى مشابه مىدانستند .