را بخواهى كه تغيير نكند و ثابت باشد و مالى را كه زائل و بقائى را كه فانى نشود بخواهى ؛
« او گفت : خودت را براى خود اصلاح كن ، مردم از تو پيروى مىنمايند ؛
« او گفت : مهربان و رحيم باش ولى مراقبت كن كه مهربانى تو موجب فساد مردم مستحق عقوبت و مجازات و كسانى كه تاديب آنها را اصلاح مىكند نگردد ؛
« او گفت : مقيد باش كه پيرو قانون باشى ، زيرا از اين راه نفس خود را كامل خواهى كرد و فرصت را عليه دشمن از دست مده ؛
« او گفت : چنان زندگى كن كه مناسب دنياى زودگذر باشد و با كسى كه برحق است ، ستيزهگى نكن و با مردم ديندار جنگ منما ؛
« او گفت : ديانت را بمنزله دارائى خود بدان يعنى دين دارائى تو است و كسى كه در امر ديانتت با تو مخالفت كند ، دشمن دارائى تو مىباشد و كسى كه پيرو قانون است بر تو حرام است از او مذمت كنى و او را تحقير نمائى و از گذشتگان عبرت گير و خود را عبرت آيندگان قرار مده ؛
« او گفت : چيزى كه زائل شدنى است داشتن آن افتخارى ندارد و ثروتى كه ثابت و دائمى نيست جزء دارائى محسوب نمىگردد ؛
« او گفت : با دشمن ضعيف بمانند دشمن قوىتر از خود رفتار كن و هميشه به سپاهيانت رسيدگى كن ، بمانند آنكه بدانها چشم زخم رسيده يا در دفاع خود بقبول چشمزخم از دشمن باشند ؛
« او گفت : با رعيت مدارا كن بمانند كسى كه كشورش از هم پاشيده شده و دشمنانش زياد گرديدهاند ؛
« او گفت : مردم متدين و اهل صلاح و امانت را مقدم بر سايرين بدار و بدان كه اين امر در آخر كار بنفع تو خواهد بود و در دنيا هم آنها موجب اعتبار تو مىگردند ؛
« او گفت : مردم شرور و اهل فسق و فجور را سركوب كن و با اين كار ديانت
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١٦٣