« او گفت : با آدم شرور دوستى نكن ، زيرا طبع تو از اخلاق او مىدزدد و تو متوجه آن نيستى ؛
« او گفت : اگر در مباحثه با مرد شريفى غالب شدى ، او به تو احترام و توقير مىنمايد و اگر طرف تو مرد پستى بود ، دشمنت مىگردد و دشمنى خود را در دل مىگيرد ؛
« او گفت : كسى كه تو را در امر نيكى كه در تو نيست مدح كند و اظهار رضايت از تو نمايد ، آنكس از امورى كه در تو نيست بد گفته و اظهار نارضايتى از تو خواهد كرد ؛
« او گفت : از آن جهت تقليد در دنيا لازم شده است ، كه ضعف در مردم وجود دارد ؛
« او گفت : هركس دانش را به منظور فضيلت دانش تحصيل كند ، كساد بازار علم او را متوحش نخواهد ساخت و هركس به منظور استفاده بخواند ، با كاسد شدن بازار علم از آموختن دانش منصرف مىگردد ؛
« او گفت : بايد از تدبير و توطئه عليه دشمن خويش ، بيشتر از توطئهء دشمن عليه خودت بترسى ؛
« او گفت : چه بسا اشخاص متنعم وجود دارند كه نعمت بلاى آنان است و چه بسا كسى كه محمود ديگران است كه همان حمد موجب گرفتارى او است ؛
« او گفت : اميال و خواهشهاى مردم تابع اميال و اراده پادشاه است ؛
« او گفت : من از فضيلت علم بهرهاى ندارم ، جز آنكه مىدانم چيزى نمىدانم ؛
« او گفت : اميد وسيلهء گول خوردن مردم است ؛ و گفت : « قانون را حفظ كن تا آن تو را حفظ كند ؛
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١٣١