اسحاق در كتاب « نوادر الفلاسفة و الحكماء » مىنويسد ، نقش انگشترى افلاطون اين بود :
« تحريك ساكن آسانتر از تسكين متحرك است » .
مواعظ و نصايح افلاطون
مبشر بن فاتك قسمتى از آداب و مواعظ او را در كتاب خود نقل كرده است .
« افلاطون گفت : عادت بر هر چيز سلطه و حكومت دارد ؛
« او گفت : اگر حكيم از مردم فرار كرد ، دنبال او برو و اگر دنبال مردم رفت از او دورى كن ؛
« او گفت : كسى كه در موقع بىنيازى با ابناء نوع خود مواسات نكرد ، در موقع بيچارگى مردم به او اعتنائى نمىكنند .
« به او گفته شد : چرا حكمت و مال باهم جمع نمىشوند ؟ جواب داد اين امر به علت عزت كمال است .
از او پرسيدند شايستهترين كسى كه بايد امور شهر را به او سپرد كيست ؟ جواب داد : كسى شايسته است كه خود را خوب اداره كند .
از او پرسيدند چه كسى از عيوب و اعمال قبيح سالم مىماند ؟ جواب داد : كسى كه عقل را امين خود قرار دهد و احتياط و ترس را وزير و مواعظ را لگام و صبر را راهنما و پرهيز را پشتيبان و ياور و ترس از خدا را همنشين و ياد مرگ را انيس خويش بداند .
« او گفت : پادشاه در حكم رودخانهء بزرگى است كه تمام نهرهاى كوچكتر از آن آب مىگيرند و اگر آب نهر بزرگ شيرين و گوارا باشد ، نهرهاى كوچكتر هم شيرين و اگر شور باشد آب نهرهاى كوچك هم شور خواهند بود ؛
« او گفت : اگر بخواهى لذت تو دوام داشته باشد ، از تمام آنچه لذيذ است استفاده نكن ، بلكه قدرى از آن را بگذار ، تا لذت بردن تو دوام يابد ؛
« او گفت : مبادا در وقت جنگ فقط به شجاعت تكيه كنى ، بلكه بايد عقل را به كار بندى ، زيرا عقل گاهى چاره جوئيهائى مىكند كه احتياج بشجاعت ندارد و هيچگاه شجاعت و اقدام از عقل بىنياز نمىگردد ؛