10 - كتاب تكوين العالم ؛ 11 - كتاب الايادى ؛
12 - كتاب المروه ؛
13 - كتابهاى ديگرى كه شبيه اين كتابها مىباشند و ساختگى است .
فرفوريوس گفت : اما بزرگان و پيشوايانى كه در مورد اين كتابهاى دروغ اختلاف پيدا كردهاند ، بطورى كه روايات رسيده مىگويند :
ارسطيبوس جاعل و نقوس كه به كنيه « عين الناقص » مشهور بود و مردى است از اهالى اقريطه ( جزيره كرت ) كه به او قونيوس مىگفتند و ماغيالوس ، و فوخجواقا ، و دستهء ديگر كه از اينها بدتر بودهاند . انگيزهء آنها در جعل اين كتابها بنام فيثاغورس اين بود كه در مواقع لازم از اين مطالب استفاده نموده و مورد احترام قرار گيرند .
اما كتابهاى حكيم كه هيچ شكى در آنها نيست دويست و هشتاد كتاب است .
اين كتابها فراموش شده بود ، تا آنكه زمانه حكمائى خوشنيت و باتقوى به خود ديد . آنها كتابهاى حكيم را جمعآورى و تنظيم نمودند و در هيچ جا نامى از آنها نبود ، ولى در ايتاليا نگاهدارى مىشد .
فلوطرخس ( پلوتارك ) مىگويد : اولين كسى كه فلسفه را بنام فلسفه ناميد ، فيثاغورس بود . از كتابهاى فيثاغورس كه بدست آمده است :
1 - كتاب ارتماطيقى ( ارثماطيقى ) ؛ 2 - كتاب الالواح ؛
3 - كتاب فى النوم و اليقظه ( خواب و بيدارى ) ؛
4 - كتاب فى كيفية النفس و الجسد ؛
5 - رسالة الى متمرد صقليه ( نامه به ياغى سيسيل ) ؛
6 - الرسالة الذهبيه ( ذهبيات ) ؛ اين رساله به آن جهت ذهبيه نام گذارده شده كه جالينوس آن را با آب طلا مىنوشت ، تا احترام مفاد آن را نگاهداشته باشد و خود مراقب و مواظب مطالعهء آن همه روزه بود ؛
7 - رسالة الى سقايس فى استخراج المعانى ( نامهاى به سقايس در استخراج معانى ) ؛
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١٠٤