« او گفته است : زيادى دشمن راحتى و آرامش را سلب مىكند .
فيثاغورس آنگاه كه بر مسند تدريس مىنشست هفت سفارش مىنمود :
1 ) ترازوى خود راست نگاه داريد و به وزن آنها اعتراف كنيد ؛
2 ) به عدالت رفتار نمائيد تا هميشه سالم باشيد ؛
3 ) جائى كه چاقو مىبرد آتش را به كار نهبنديد ؛
4 ) شهوات خود را تعديل كنيد تا صحت و سلامت پيوسته با شما باشد ؛
5 ) به عدالت در بين مردم رفتار نموده تا محبت آنها را جلب كنيد ؛
6 ) با زمانه رفتار حكام را داشته باشيد ، كه مدتى بر شما حكومت مىكند و چندى بعد عزل مىشوند ؛
7 ) خود را در خوشگذرانى مغروق نگردانيد و بدنهاى خود را فاسد نسازيد ، زيرا در روزهاى سختى آن را از دست خواهيد داد .
در حضور او از دارائى صحبت شد و آن را مدح كردند . فيثاغورس گفت :
به چيزى كه اقبال بياورد و لازمست آن را نگاه دارد و سخاوت آن را از دست ببرد احتياجى ندارم .
پيرمردى كه مىخواست دانش بياموزد ولى چون پير شده بود از اينكه در اين سن متعلم شود ، خجالت مىكشيد . فيثاغورس به او گفت : اى مرد تو از آنكه در آخر عمرت فاضلتر از اوائل عمرت باشى خجالت مكش .
« او گفته است : ناراحتكنندهترين امر بر دشمنت آنست كه به او بفهمانى كه او را دشمن خود مىدانى .
زوجهاش در غربت محتضر شد . دوستانش بر او اظهار تأسف مىكردند كه در خاك غربت مىميرد . فيثاغورس به آنها گفت : اى جمع دوستان ، مرگ در غربت با وطن فرقى ندارد ، زيرا طريق رفتن بآخرت يكى است . از هر طرف كه شخص برود ، به آنجا مىرسد .
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١٠٢