سؤال نيز آمده است كه :
اين تحريفات و تبديلات و جعل و ساختگى چرا و چگونه در تاريخ اسلام به وجود آمده است ؟ ! و چرا علماى تاريخ و حديث در برابر آنها سكوت مطلق اختيار نمودهاند و در طول قرنهاى متمادى هيچ گونه تحقيق و بررّسى را در اين مورد روا نداشتهاند ؟ !
و باز در فصل « تحريف و تبديل » كتاب « عبد الله بن سبأ » « 1 » خاطر نشان ساختيم كه سيف بن عمر چگونه توانسته است اسم عبد الرحمان بن ملجم قاتل على بن ابيطالب ( ع ) را به خالد بن ملجم تحريف نموده و او را از بزرگان فرقهء سبئيه كه در بارهء على ( ع ) غلو نمودهاند ، قلمداد نمايد .
و « خزيمة بن ثابت انصارى » صحابى مشهور پيامبر را نيز دو نفر معرّفى كند يكى معروف به « ذوالشهادتين » و ديگرى غير ذوالشهادتين و به همچنين سماك بن خرشه انصارى را نيز دو نفر قلمداد نموده يكى معروف به ابو دجانه و ديگرى غير از ابو دجانه و عبد الله بن سبأ را هم توانسته دو نفر نشان دهد يكى ابن وهب سبائى كه در دوران على ( ع ) زندگى مىكرد و رئيس گروه خوارج بوده و ديگرى اين سبأ كه اصلًا وجود نداشته و زاييده خيال خود سيف بوده است . بنا بر اين جعل و تحريف و اختلاق و سازندگى در تاريخ اسلام حرفه رسمى و شغل عادّى و معمولى سيف بوده است و جاى هيچ گونه تعجّب و ترديد و استعبادى نيست و باز سكوت علما در برابر تحريفات و اختلاقها تازگى نداشته و به افسانه عبد الله سبأ اختصاص ندارد تا براى يك فرد محقّق بعيد و غير قابل قبول باشد و به صورت معمّاى لاينحل خودنمايى كند .
پنج صحابهء ساختگى
براى يادآورى از قهرمان سازى سيف و نشان دادن نمونه از كار او در اين جا اشاره به افسانههاى پنج صحابى زير به مورد است :
1 ) قعقاع بن عمرو بن مالك تميمى اسيدى كه سيف او را شاعرى برجسته و الهام
هامش
( 1 ) . به جلد دوم اين كتاب صفحهء 192 و 204 مراجعه شود .