در ميانشان هست . و شعر هم مىگويند و از اسمهاى عربى براى نامگذارى اولادشان استفاده مىنمايند .
و سپس اين علما در حليت گوشت نسناس اختلاف نمودهاند . عدّهاى حكم به جواز و حليت داده و عدّهء ديگرد حكم به تحريم نمودهاند ، ولى جلال الدين سيوطى قائل به تفصيل گرديده نسناسهاى صحرايى را حرام گوشت ، ولى نسناسهاى دريايى را حلال گوشت دانسته است .
اين عقايد و آراء و اين روايات و نقليّات از علماء و دانشمندان بزرگى است كه نام عدّهاى از آنها را بازگو نموديم و نام عدهء ديگرى را نيز ذيلًا مىآوريم :
1 ) كراع در گذشتهء 309 ه - . بنا به نقل التاج .
2 ) ازهرى در گذشتهء 370 ه - . در تهذيب .
3 ) جوهرى در گذشتهء 393 ه - . در صحاح .
4 ) رويانى در گذشتهء 502 ه - . بنا به نقل التاج .
5 ) غزالى در گذشتهء 505 ه - . بنا به نقل التاج .
6 ) ابن اثير در گذشتهء 606 ه - . در نهاية اللغة .
7 ) ابن منظور در گذشتهء 711 ه - . در لسان العرب .
8 ) فيروز آبادى در گذشتهء 818 ه - . در قاموس .
9 ) سيوطى در گذشتهء 911 ه - . بنا به نقل التاج .
10 ) زبيدى در گذشتهء 1205 ه - . در تاج العروس .
11 ) فريد و جدى در گذشتهء 1373 ه - . در دائرة المعارف .
مقايسهء افسانه نسناس با افسانهء سبئيه
آيا بعد از اين همه روايات مسلسل و سنددارى كه علما و دانشمندان علوم مختلف راجع به نسناس در تأليفاتش آوردهاند ، و اين همه تحقيقات جالب و تأكيدات فراوان كه محقّقيق در اين باره نمودهاند ، كسى مىتواند در وجود نسناس و حتآى در بارهء نر و مادآهء آنها شكل ، قيافه و جنسيت آنها كوچكترين شك و ترديد به خود راه دهد ؟ !