آن ، موجودى است در خلقت انسان .
14 ) مسعودى در مروج الذهب نقل مىكند : متوكّل در ابتداى خلافتش از حنين بن اسحاق « 1 » خواست كه افرادى را براى آوردن نسناس و « عربد » « 2 » آماده كند . عدّهاى رفتند ، ولى هر چه كوشيدند و فعاليّت نمودند نتوانستند جز دو نسناس را تا « سرّ من رأى » مقر حكومت متوكّل سالم برسانند .
مسعودى سپس مىگويد : ما دركتاب خود « اخبار الزمان » شرح اين جريان را آوردهايم ، و در آن جا توضيح دادهايم كه چه كسانى براى آوردن « عربد » به يمامه و براى آوردن « نسناس « به بلاد « شحر » مأموريت داشتند .
اين بود رواياتى كه در بارهء افسانهء نسناس ، و پيدايش آن در كتب به اصطلاح معتبر اسلامى آمده است . و با سند و سلسلهء راويان به ناقل اصلى رسيده است ، ولى با اين حال ، همهء اين روايات ، دروغ و افسانهاى بيش نيستند و اسناد و سلسلهء راويان آنها نيز ، براى تحكيم دروغ ساخته شده است چنان كه در فصل آينده اين حقيقت بيشتر روشن خواهد گرديد .
هامش
( 1 ) . حنين بن اسحاق پدرش از اهل حيرهء عراق بود . رياست علماى بغداد را به عهده داشت . كنيهاش ابو زيد و لقبش عبادى بود در سال ( 260 ه - ) بدرود حيات گفت . ( وفيات الاعيان ) .
( 2 ) . عربد نوعى حيوانى است مانند مار ، ولى اذيت و گزندى ندارد .