حقيقت و واقعيت بر خلاف آن است كه سيف مىگويد . زيرا طبق نوشتهء تاريخ نويسان ديگر كه در اين بررّسى و بحث تطبيقى آورديم ، طى همان قبيلهاى است كه نه تنها طرفدار طليحه نبوده ، بلكه در برابر لشكريان طليحه قرار مىگرفتند و مىگفتند كه ابو بكر با شما آن چنان بجنگد كه ابو الفحل اكبرش بناميد و اين همان قبيلهاى است كه در اسلامشان محكم و استوار بودند و به جهت كثرت افراد و قدرت رزمى و استقامتشان در اسلام خالد بن وليد به آنان پناه برد و در جن با طليحه از آنان استمداد نمود .
سيف در اين تحريف و دروغسازىاش خواسته است كه قبيله طى را در صف قبايل مرتد قرار بدهد و آنان را اين چنين معرفى كند كه برگشتن آنان به سوى اسلام از ترس كشته شدن و اسارت بوده است ، نه از روى عقيده و ايمان ، علاوه بر قبيله طى ، قبايل ديگرى را نيز جزء مرتدين مىشمارد و آنان را از ياران و لشكريان طليحه قلمداد مىكند در صورتى كه در ميان لشكر طليحه - به جز عده معدودى از افراد قبيله اسد ، كه قبيله خود وى بود و عده ديگرى از قبيله فزاره به سرپرستى رئيسشان عيينة بن حصن از قبايل ديگر كسى وجود نداشت .
سيف اين افسانهها و دروغها را از پيش خود ساخته و پرداخته و در اختيار تاريخنگاران و تاريخخوانان گذاشته ، ولى تأسف در اينجاست كه دروغهاى وى به كتب تاريخ و مدارك علوم اسلامى راه يافته و تا به امروز در ميان مسلمانان انتشار و رواج پيدا نموده است تا آنجا كه نام اماكن و نقاطى كه سيف در ضمن روايات خويش ساخته است در معجمالبلدانها ضبط گرديده و نام اشخاص و صحابههايى كه وى از پيش خود درست كرده ، در كتب رجال و تراجم و در احوالات ياران پيامبر آمده و شكل واقعيت به خود گرفته است .
سلسله راويان حديث
يك : سيف داستان ارتداد طى را از :
1 . سهل بن يوسف
2 . حبيب اسدى