سيف وارونهگرى مىكند
استطاع بكلّ ذلك يشوّه معالم التاريخ .
سيف از اين راهها توانسته است كه تاريخ اسلام را آشفته
و سياه نشان دهد .
مؤلّف
سومين راه تبديل اسماء كه سيف در تحريفات خود از آن استفاده نموده آن است كه وى براى مبهم و مشتبه ساختن حقايق تاريخ اسلام ، اسم راويان بعضى از احاديث و يا قهرمانانى بعضى از داستانها را وارونه كرده ، اسم پدر را به جاى پسر و اسم پسر را به جاى پدر قرار داده است ، چنان كه : نام طرف گفتگوى خالد را كه در صلح حيره بوده است از « عبد المسيح بن عمرو » به « عمرو بن عبد المسيح » تبديل كرده و پسر را پدر و پدر را پسر معرّفى نموده است و اين اسم وارونه در شانزده روايت از روايتهاى سيف كه طبرى نقل كرده است به چشم مىخورد . « 1 »
و باز نام « باذان بن شهر » پادشاه ايرانى يمن را كه اسود عنسى زن او را به همسرى خود درآورده ، به « شهر بن باذان » تغيير داده است كه در ضمن داستان اسود عنسى كه در
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به فصل ( سم كشنده در خالد اثر نمىكند ) .