كسانى كه داستانهاى عبدالله بن سبأ را بدون ذكر سند نقل كردهاند
دستهاى از مورّخان و نويسندگان هستند كه نه سند روايت خود را نوشتهاند و نه كتابى را كه از آن نقل كردهاند تعيين مىنمايند ، ولى در عين حال هرجا كه به طور اجمال از مصادر كتابشان سخنى به ميان مىآيد ، نام طبرى و يا كتابهايى كه مؤلّفين آنها از طبرى نقل كردهاند گرفتهاند ، به چشم مىخورد . مانند :
1 . ميرخواند
او داستان عبدالله بن سبا رادر كتاب خود به نام « روضة الصفا » وارد كرده ، ولى سند و مأخذ خود را مشخص ننموده ولى پس از تحقيق و مطابقت ، معلوم مىشود كه وى نيز اين قصّه را از طبرى گرفته است .
2 . غياث الدّين
غياثالدّين فرزند ميرخواند ، متوفّى به سال 940 ه - . در كتابش به نام « حبيب السّير » ، داستان عبدالله بن سبا را به نقل از كتاب پدرش - يعنى روضة الصفا - نقل كرده است ، ولى اشارهاى به سند و مأخذ آن نكرده است .
اسناد افسانههاى عبدالله بن سبأ
1 . سند طبرى براى داستانهاى ابن سبأ
بنابر آنچه گفته شد ، تاريخ طبرى قديمىترين كتابى است كه داستانهاى عبدالله بن سبأ را تقصيل بيان كرده است و در عين حال راوى داستان را نيز معيّن نموده است . همهء كتابهاى بعدى هم ، داستان ابن سبأ و افسانهء سبائيان را از طبرى گرفتهاند .
حال بايد ديد كه طبرى اين داستان را از كجا آورده و سند او چيست ؟