4 . دوايت . م . دونالدسن
دوايت . م . دونالدسن ، در كتاب خود به نام « عقيدةالشيعة » در ( ص 58 ) چنين مىگويد :
« قديمىترين روايات ، ما را به اين نتيجه رهبرى مىكند كه ادّعاى خلافتى كه على مىكرد ، در نظر ياران و شيعياناش ، فقط جنبهء سياسى نداشته بلكه حقّى الهى بوده است ؛ و افكار و تعليمات و دسايس شخص مرموزى كه در تاريخ اسلام بوده ، در انتشار اين عقيده سهم بسزايى داشته است . چه ، در زمان خلافت عثمان شخصى به نام عبدالله بن سبأ پيدا شد كه به تعليمات دامهدارى دست زد ، طول و عرض شهرهاى اسلامى را مىپيمود ، و چنانچه طبرى مىگويد هدفش تباه ساختن مسلمانان بوده است . . . » .
نويسندهء كتاب « عقيدةالشيعة » اين داستان را مستقيماً از طبرى نقل نكرده ، بلكه در اين نقل استنادش به اين دو كتاب بوده است :
1 - دايرةالمعارف الاسلامية ، مادهء عبدالله ، نوشتهء خاورشناسانى كه قبلًا به آن اشاره شد .
2 - تاريخ الادب العربى ، تأليف نيكلسن ، ( ص 315 ) .
3 - چنان كه قبل از اين گفتيم هر دو كتاب مذكور آن چه را كه در بارهء ابن سبا نقل كردهاند ، از تاريخ طبرى گرفتهاند .
5 . ولهاوزن
ولهاوزن در ( ص 56 و 57 ) از كتاب خود به نام « الدولة العربية و سقوطها » مىگويد :
« سبائيان اسلام را تغيير دادند . بر خلاف قرآن ، معتقد بودند روح خدا در جسد پيامبر اسلام حلول نموده ، پس از وفات او در على و آل على حلول كرده است . على در نظر ايشان خليفهاى رديف ابوبكر و عمر به شمار نمىآمد ؛ بلكه آن دو را غاصب حق وى مىدانستند و معتقد بودند روح قدسى در على حلول كرده است » . سپس مىگويد :
« مىگويند سبائيان منسوب به عبدالله بن سبأ مىباشند . او مردى يهودى از اهالى يمن