افسانهاى ، و آن همه تحريفاتى كه سيف در تاريخ به وجود آورده در كتب معتبر و دست اوّل مسلمانان و در مدارك علوم و فرهنگ اسلامى ، راه يافته و جاى گستردهاى براى خود باز نموده است . زيرا وقايعنگاران و جغرافىنويسان اسلامى ، تمام اكاذيب و جعليّات سيف را ، به صورت امور مسلّم و واقعى ، در كتابهاىشان ظبط كردهاند . اشخاص و راويان ، روزها و ايام ، شهرها و اماكن ساختگى وى را ، در ليست راويان ، ايام و شهرهاى واقعى جا دادهاند و تاريخى را كه وى براى وقايع از پيش خود معيّن كرده است ، در كتابهاىشان نقل كردهاند .
اين بود خلاصهء آثار سوء و زيانبار روايات و افسانههاى سيف كه در اين بخش كتاب در بارهء آنها بحث مىشود .
زشتترين اثر روايات سيف
شايد بدترين اثرى كه داستانهاى سيف در صفحهء تاريخ اسلامى بر جاى گذاشته ، نام قهرمانان تاريخ اوست كه سيف در داستانهاى خود ، كارهاى مهمّى را به صاحبان آن نامها نسبت داده است و به مرور زمان ، آن قهرمانان ساختگى ، از شخصيّتهاى واقعى تاريخ اسلام به شمار آمدهاند . چنانچه داستانهاى سيف يك سلسله حقايق تاريخى محسوب شده است كه حتّى مورّخين و دانشمندانى كه با ديدهء تجزيه و تحليل در تاريخ مىنگرند ، به آن داستانها اعتماد نموده و در نتيجه ، قسمت عمدهء آن اسمها را در شمار ترجمهء اصحاب رسول خدا ( ص ) آوردهاند ، از جمله ابن عبد البر ، در كتاب خود « الاستيعاب فى اسماء الاصحاب » و ابن اثير ، در كتابش » اسدالغابة فى معرفة الصحابة » و ذهبى ، در كتابش « تجريد اسماء الاصحاب » و ابن حجر ، در كتابش « الاصابة فى تمييز الصحابة » و ابن عساكر ، در « تاريخ مدينة دمشق » ضمن ترجمهء آنان كه به شام داخل شدهاند ، و همين طور ديگر مورّخين . در صورتى كه صاحبان اين نامها وجود خارجى نداشته نامشان نيز ، فقط در داستانهاى سيف ديده مىشود ، و آنها مانند ساير قهرمانان افسانهها هستند كه با تمام شدن افسانه ، نام قهرماناش نيز از ميان مىرود .
كسى كه قبل از همه اين اسمها را در شمارهء اصحاب رسول خدا ( ص ) آورده است و اكنون