سپس ابن زياد دستور داد تا علىّ بن الحسين و خاندانش را بخانهاى كه كنار مسجد اعظم بود بردند زينب دختر علىّ فرمود : هيچ زن عرب نژادى حق ندارد بديدار ما بيايد مگر كنيزان كه آنان هم مانند ما اسيرى ديدهاند ، سپس ابن زياد دستور داد سر مبارك حسين عليه السّلام را در كوچههاى كوفه گرداندند ، من حق دارم در اين جا ابياتى را بعنوان مثال بگويم كه آن اشعار را يكى از خردمندان در مرثيهء كشتهاى از اولاد پيغمبر سروده است مضمون اشعار چنين است .
سر پر نور جگر گوشهء زهرا و على * بر سر نيزه تماشا گه آن قوم دغاست
مسلميناند تماشاگر و زين ام عجب است * كه نه كس را دل پر درد و نه انكار و چراست
كور گرديد هر آن چشم كه اين منظره ديد * كر شد آن گوش كه اين محنت و غم را شنواست