بورزى از اينكه من بهشتى شوم و خوشبو و شرافتمند و رو سفيد گردم ؟
نه به خدا دست از شما خاندان بر ندارم تا اين خون سياه من با خونهاى شما آميخته گردد سپس جنگ كرد تا شهيد شد رضوان اللَّه عليه .
راوى گفت : سپس عمرو بن خالد صيداوى پيش آمد و عرض كرد يا ابا عبد اللَّه فدايت شوم من تصميم گرفتهام كه بيارانت به پيوندم و خوش ندارم بمانم و تو را تنها در ميان زن و بچهات به بينم حسين عليه السّلام به او فرمود :
پيشرو باش كه ما نيز ساعتى بعد به تو خواهيم رسيد پس قدم پيش نهاد و جنگ نمود تا شهيد شد رضوان اللَّه عليه .
راوى گفت : حنظلة بن اسعد شامى آمد و در مقابل حسين ايستاد و تيرها و نيزهها و شمشيرهائى را كه رو به حسين مىآمد سپروار بر صورت و سينهء خويش ميخريد و بآواز بلند آياتى از قرآن مجيد را تلاوت ميكرد ( و آيات شريفه شامل اندرزهائى است كه مؤمن آل فرعون بفرعونيان
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٠٩