وائل « 1 » و شيعيان ديگرش .
( 1 ) سلام خدا بر تو ، ستايش مر خداى راست كه دشمن تو و پدرت را در هم شكست ، همان جبّار عنيد خودكامهء ستمكار كه حقّ اين امّت را به ستم گرفت و حقوق آنان را غصب كرد ، و بدون رضايت امّت خود را بر آنان امير ساخت ، خوبان را كشته و بدان و اشرار را باقى گذارد ، و بيت المال مردم را در دست جباران و طاغيان قرار داد ، همواره چون ثمود از رحمت خدا دور باد . هم اكنون ما را امامى جز تو نيست ، نزد ما آى ، باشد كه خدا ما را به وسيلهء تو بر حقّ جمع كند ، و اين نعمان بن بشير « 2 » ( والى ) است كه در قصر حكومتى تنها مانده و ما در جمعه و جماعت و عيد در كنار او نيستيم ، و اگر به ما خبر رسد كه بدين سمت عزيمت فرمودى ، ما او را از شهر بيرون كرده تا به شام « 3 » رود و ملحق
هامش
( 1 ) - ظاهر نام صحيح وى عبد اللَّه بن وال تميمى باشد همان طورى كه نامش در رجال شيخ : 55 در شمار اصحاب امير المؤمنين آمده ، و نامش بعد از اسم قنبر به همراه آمده ، و اين اشتباه است ، و در كتاب خطّى رجال الشيخ اسمش قبل از نام قنبر ذكر گرديده آن هم پيش از اسامى عدهاى ، نامش در شرح النهج 3 / 132 ، و جاهاى ديگر آمد .
( 2 ) - نعمان بن بشير بن سعد بن ثعلبة الخزرجىّ الأنصارىّ ، از اهل مدينه است ، نائله زن عثمان پيراهن او را به وسيلهء نعمان به شام فرستاد ، در صفين در كنار معاويه بود و قاضى دمشق شد و بعد والى يمن گرديد ، سپس والى كوفه و در پى آن والى حمص ، و در آن جا بود تا يزيد هلاك شد ، بعد نعمان با ابن زبير بيعت كرد و اهل حمص از او سرپيچيدند و او گريخت ، خالد بن خلّى الكلاعىّ تعقيبش كرد و در سال 65 وى را بكشت .
جمهرة الانساب : 345 ، اسد الغابة 5 / 22 ، الاصابه شماره 8730 ، الاعلام 8 / 36 .
( 3 ) - شام با همزه يا بىهمزه جمع شامة ، بدين نام خوانده شد ، به دليل كثرت آباديها و قرار و نزديكى بعضى با بعض ديگر كه به شامات ماننده شد ، حدودش از فرات تا عريش پايينتر از ديار مصر ، عرضش از دو كوه طىّ از سوى قبله تا درياى روم ، شهرهاى بزرگش حلب منبج و حماة و حمس و دمشق و بيت المقدس و مقرة و در ساحل انطاكية و طرابلس . . . مىباشد . معجم البلدان ، 3 / 311 - 315 .