شنشنة أعرفها من أخزم * هل تلد الحيّة الّا الحيّة
( 1 ) اين خوى و سرشت را از اخزم مىشناسم آيا از مار جز مار زائيده شود يزيد به علىّ بن الحسين عليهما السّلام گفت : حاجات سهگانهات را بگو كه وعده بر آوردنش را داده بودم .
امام سجاد عليه السّلام فرمود :
اول آن كه چهرهء مبارك پدرم را نشانم دهى تا با زيارتش توشه برگرفته و وداعش كنم .
دوم : آنچه از ما به غارت رفته به ما برگردانى .
سوم آن كه : اگر ارادهء كشتنم را دارى ، كسى را با اين زنان گسيل دار كه آنان را به حرم جدّشان صلّى اللَّه عليه و آله برساند .
يزيد عنيد گفت : امّا روى پدرت را هرگز نخواهى ديد ، و امّا از كشتنت در گذشتم و امّا زنان را جز تو كسى به مدينه نمىبرد ، و امّا به جاى اموال به يغما رفته ، چند برابر آن را تاوان دهم .
امام عليه السّلام فرمود : امّا مال تو را نمىخواهم ، آن براى تو مهم است ، از تو آنچه از ما به تاراج رفته مىخواهم زيرا در آن بافتههاى فاطمه دختر محمّد و مقنعه و پيراهن و دست بند تافتهء اوست .
يزيد دستور داد اموال به يغما رفتهء اهل البيت را به اضافهء دويست دينار به امام سجاد برگردانند . امام آن را بستد و بين فقراء و مساكين پخش كرد .
بعد يزيد فرمان داد اسيران از شام به مدينة الرسول ، وطن خود بازگردند .
[ بازگشت اهل بيت عليهم السلام به مدينة الرسول ]
روايت شده كه رأس انور حسين عليه السّلام به كربلا عودت داده شد و با جسد شريف امام دفن گرديد ، و عمل طائفهء اماميّه بر اساس همين روايت است .
روايات ديگرى نيز جز آنچه ذكر كرديم آمده كه از آنها چشم مىپوشيم ، زيرا شرط كردهايم اين كتاب را به اختصار بنگاريم .
راوى گويد : چون زنان و عيال حسين عليه السّلام از شام بازگشته به عراق رسيدند به