بيان آيه 123 - 126
ابن عامر منزّلين با تشديد « زاء » و ديگران بدون تشديد خواندهاند .
لغت :
1 - بدر جايى بين مكه و مدينه است زيرا در آنجا آبيست متعلق به مردى بنام بدر ، كه مكان را بنام صاحب آن ناميدهاند .
واقدى گويد بدر اسم موضع مذكور است و بعلاوه هر چيزى كه به حد كمال رسد بدر است و به ماه آسمان در شب تمام ( شب 14 ) بدر گويند به علت پرى و كامل بودن آن .
عين بدره : چشمهء پر و مملو از آب .
2 - كفاك : حسبك : يعنى كافى است ترا . فرق بين اكتفاء و استغناء اينست كه اولى بس كردن به قدر حاجت و رفع نياز است و دومى وسعت در چيزى كه رفع حاجت مىكند مىباشد .
3 - امداد : چيزى را پى در پى و حالًا بعد حال دادن .
مدّ در سير يعنى استمرار و ادامه دادن در آن و استمر بهم اليسر : يعنى سيرشان طولانى شد .
و مد النهر : يعنى جارى شد .
در شر مدّ به كار رود ( مدّ فى الشر ) و در خير امدّ ( امدّه فى الخير ) .
4 - فور : در اصل بمعنى جوشش ديگ است و از اين ماده است فورهء غضب : يعنى جوشش خشم چون شبيه بجوشش ديك است و فواره ( معمولى ) از همين ماده است چون آب را بيرون ميريزد چنان كه ديگ جوشان محتوى خود را بيرون ميريزد .
و نيز از اين ماده است جاء على الفور ( فورى آمد ) يعنى در همان ابتداء گرمى و حرارت قبل از آنكه دلش نسبت به آن سرد شود و گرماى علاقهاش فرو نشيند آمد .