اينست كه شما تصديق داريد بطور اجمال ( به همه كتب آسمانى ) و بطور تفصيل ايمان داريد به آنچه بر ابراهيم و موسى و عيسى و محمد ( ص ) و ساير انبياء نازل شده ولى آنها ( كفار ) بكتاب شما تصديق ندارند .
وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا
: يعنى چون شما را مىبينند گويند تصديق ميكنيم .
وَ إِذا خَلَوْا
: و چون با خود خلوت مىكنند .
عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ
- يعنى سر انگشتان را بدندان ميگزند .
مِنَ الْغَيْظِ
- از غضب و كينه و بغض از اينكه مىبينند كه مؤمنين با هم ائتلاف و اجتماع كلمه دارند و خداوند آنها را يارى مىكند .
عض بالانامل ( سر انگشت بدندان گزيدن ) مثل است نه اينكه واقعاً انگشتان خود را گاز گيرند . مثل قول شاعر :
عضوا منا الغيظ * اطراف الأباهيم
يعنى از شدت خشم سر انگشتهاى ابهام خود را بدندان گزيدند .
قُلْ
- بگو اى محمد بايشان
مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ
- لفظ صيغه امر است و معنى نفرين مىباشد گويا ميفرمايد خداوند شما را از غيظى كه داريد بميراند و در اينجمله ذم آنهاست زيرا چنين نفرينى جايز نيست مگر در صورت استحقاق به ذم ايشان بواسطه گناه و كارهاى ناشايسته .
و گفتهاند : يعنى : غيظ شما از عظمت و پيشرفت اسلام هميشگى باد تا بميريد .
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
- خداوند آنچه را كه از روى نفاق و غيظ بر مسلمين در دل داريد ميداند .