مىكنند ] اى آرزوى و مقصد عباس ! قلب من به فداى قلب سخت و باقساوت تو . هرگاه به شما حسن ظن داشته باشم ، كار بد و گناهى انجام دادهام و احتياط در اين است كه به مردم سوء ظن داشته باشى . اشتياق و عشق به شما مرا نگران و مضطرب مىنمايد ؛ پس به سوى شما مىآيم درحالىكه قلب من آكنده از نااميدى است .
بنگر چگونه بر محك طبع ، كامل و چهسان در دار العيار تقرير ، بىقصور و تمام اكسير است چنانچه « ابى طيب » گفته :
إذا شاء أن يهلو بلحية أحمق * أراه غباري ثمّ قال له الحقّ
* * * هرگاه بخواهد كه با ريش انسان احمق بازى نمايد به او حماقت را نشان مىدهد سپس با او به راستى و درستى سخن مىگويد .
آنكه قادر به تلقين اينگونه كلام باشد ، « ابو العتاهيه » است كه در زمان دولت بنى عبّاس اشعار او را از شعر شعرا به لطافت و حلاوت و سلاست گفتار ، امتياز مىدادند . به تخصيص در اين قصيده كه در مدح مهدى گفته و تغزّل آن را در اوصاف عتبنامهء جاريه ، منظوم ساخته ، داد فصاحت و سخنورى داده :
ألا ما لسيدتي مالها * تدلّ فأحمل إدلالها
لقد أتعب اللّه قلبي بها * و أتعب في اللّوم عذّالها
كأنّ بعيني في حيث ما * سلكت من الأرض تمثالها
* * * اى بانوى من تو را چه شده است ؟ ! همانا ناز مىكند و من ناز او را مىخرم و سنگينى آن را بر خود تحمل مىنمايم . همانا خداوند قلب مرا با او خسته كرده است و همهء سرزنشگرانش را به سرزنش خسته كرده است . گويى همواره در چشمان من است هرجايى از زمين كه بروم مثال و شكلى از او را مىبينم .
هم از جمله كلام ابو العتاهيه است :
أتته الخلافة منقادة * إليه تجر أذيالها
فلم تك تصلح إلا له * و لم يك يصلح إلا لها
و لو رامها أحد غيره * لزلزلت الأرض زلزالها
* * * خلافت به سوى او آمد درحالىكه دامنكشان و با تواضع مىآمد . پس براى غير از او شايسته نبود و او شايسته چيز ديگرى غير از آن نبود . و هرگاه كسى