2050 - غافلى
پيشتر از مرتبهء عاقلى * غافلىيى بود ، خوش آن غافلى !
( ناشناس )
2051 - دلداده
اى برده به چين زلف ، تاب دل من ! * وى كشته به سحرِ غمزه خواب دل من !
در خواب مده وَهم به خاطر ! كه مباد ! * بيدار شوى ز اضطرابِ دلِ من
( شيخ بهايى )
2052 - در حدّ توان
إذا أبصرت في لفظي قصورا * و حفظي و البلاغة و البيان
فلا تعجل على لومي فرفضي * على مقادر إيقاع الزمان
( ابو الفتح بستى )
* * * هرگاه در گفتار و كلمات من كم و كاستى ديدى و در دقت كلام و بلاغت ( چيره زبانى و كلام شيوا را گويند ) و بيان ( زبانآورى ) نقص پيدا نمودى ؛ پس براى سرزنش و توبيخ من عجله نكن ! همانا زبان آوريم به مقدار زمان و عمر من است و من همين توانستهام تلاش كنم .
2053 - دائر شب و روز
در معرفت دائر از شب و يا روز ، درجهء آفتاب را بر مقنطرهء ارتفاعش گذار و مرى را نشان كن .
بعد از آن ، بر افق شرقى گذار و باز مرى را نشان كن . از نشان دوّم تا اوّل به توالى به زوج بشمار ، آن چه باشد ، دائر گذشته است و اگر به جاى افق شرقى بر افق غربى گذراند و مرى را نشان كنند و از نشان اوّل تا نشان اخير به توالى به زوج شمرند ، دائر مانده از روز است و اگر شظيه كوكب را بر مقنطرهء ارتفاعش گذراند و مرى را نشان كنند ، بعد از آن ، جزو آفتاب را بر افق مغرب نهند و مرى را نشان كنند و از نشان بر توالى بشمارند . آنچه باشد ، دائر گذشته است از شب و اگر به جاى افق مغرب بر افق مشرق گذارند ، مرى را نشان كنند و از نشان دوّم به توالى بشمارند ، آنچه باشد دائر مانده است از شب .