و للحرّ أهل إن نأى عنه أهله * و جانب عزّ إن نأى عنه جانب
و من يرض دار الضيم دارا لنفسه * فذلك في دعوى التوكل كاذب
( ناشناس )
* * * بدر آمدن انسان از جايگاه ظلم و ستم واجب است ؛ اگرچه خانواده و آشنايانش در آنجا باشند . و براى انسان آزاده همواره اهل و خانوادهاى است اگر خانواده و آشنايانش دور شوند و همواره در كنار عزّت و سربلندى باشد هرگاه يار و دوست قديم از او دور باشد . و هركس ستمخانه و ديار ظالمان را براى خود منزل و كاشانه قرار دهد پس همانا او در ادعاى توكّل و اعتماد بر حضرت حق دروغگو مىباشد .
2031 - قناعت
إذا أظمأتك أكف اللّئام * كفتك القناعة شبعا و ريّا
فكن رجلا رجله في الثرى * و هامة همته في الثريا
أبيا بنفسك عن باخل * تراه بما فى يديه أبيا
فإن اراقة ماء الحيا * ة دون إراقة ماء المحيا
( ناشناس )
* * * هرگاه دستان خسيسان و نامردان تو را تشنه سازد و محتاج به آنها شدى پس با قناعت ، سازگارى را غذا و آب خود قرار بده و به همان بسنده كن . پس مردى باش كه پايش روى زمين باشد و سر عزم و ارادهاش بالاتر از ستارگان ثريا . از همهء بخيلها سرباز بزن كه همانا نفس خود را أبى و سربازنند خواهى يافت .
همانا ريختن آب زندگى بهتر است از ريختن آبرو .
2032 - يا خير الرازقين
بلاد اللّه واسعة فضاها * و رزق اللّه في الدنيا فسيح
فقل للقاعدين على هوان * إذا ضاقت بكم أرض فسيحوا
( ناشناس )
* * * همانا شهرها و ديار خداوند بسيار فضاى وسيع و بازى دارد و روزى خداوند در