همواره انسان عاقل گرفتارىهايش را قبل از اينكه بيايند تصوّر مىكند و آنها را در مقابل چشمانش مجسم مىكند . پس اگر ناگهانى بر سر او فرود بيايند او را نخواهند ترساند ؛ زيرا از قبل براى آنها آماده بود . او با ديده عقل مىبيند كه همواره كارها به اينجا ختم مىشود پس آخر را اوّل قرار داده . و انسان جاهل و نادان همواره در روزگار خوشى در امنيت و راحتى به سر مىبرد و فكر آينده را نمىكند و گرفتارىها و مشكلات ديگران را به ديده عقل نمىنگرد . پس هرگاه زمان تغييرات روزگار به او رخ بنماياند و بعضى از گرفتارىهاى ساده به او روى بياورند او را از پاى درخواهند آورد و از مسير حق دچار لغزش مىشود .
2026 - پيرى و نداى رفتن
إلام تجر اذيال التصابى * و شيبك قد نضى برد الشباب
بلال الشيب في فوديك نادى * بأعلى الصوت حيّ على الذهاب
( از ديوان منسوب به امير مؤمنان عليه السّلام )
* * * تا چههنگام مىخواهى پيراهن جوانى را به تن كنى و خود را به جوانى و شوخى بزنى درحالىكه موهاى سرت رنگ سرد پيرى را به خود گرفت . مؤذن و بلال پيرى در دو طرف سرت با صداى بلند ندا درمىدهد : به پا خيز براى رفتن و مهيّا باش براى مردن . « 1 »
2027 - بىنيازى در تلاش
كدّ كدّ العبد إن أحبت أن تصبح حرّا * و اقطع الآمال عن مال بنى آدم طرّا
لا تقل ذا مكسب يزرى فقصد الناس أزرى * أنت ما استغنيت عن غيرك أعلى الناس قدرا
( از ديوان منسوب به امير مؤمنان عليه السّلام )
* * * همانا تلاش كن ( چون ) تلاش بندگان ؛ اگر دوست دارى همواره آزاد و مستقل باشى و آرزوى خود را از پول و ثروت مردمان بهطوركل قطع كن و به اميد دارايى هيچكس نباش . و هيچگاه حرفهاى را مسخره و سخت ندان زيرا گدايى و رفتن به در خانه مردم بسيار سختتر و مسخرهتر است . همانا اگر تو از ديگران
هامش
( 1 ) . اين شعر ادامه بسيار زيبايى دارد كه رجوع شود به ديوان منسوب به امير المؤمنين .