مىخواند . و هركس كه خوشحالى و سرور نداشته باشد ، به زودى پير مىشود و مىميرد و مرگ او را مجبور به جدايى از تمام شادىها مىنمايد . و براى آدمىزاد زندگى چه ارزشى دارد هرگاه از باقيمانده توشه و پسمانده آن به حساب آيد .
1953 - اسراف
در مسايل فقه است : اسراف در آن نيست كه نافع بدن باشد ، بل در آن است كه مال را به تلف دهى و بدن را به معرض ضرر درآورى .
1954 - از كارنامه اعمال
قال اللّه تعالى :
وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
« 1 » در « كشّاف » مذكور است كه « ابن عبّاس » گفته : مراد از صغيره ، تبسّم و مراد از كبيره ، قهقهه است . از « فضيل » روايت شده كه گاهى كه به اين آيه مىرسيد ، مىگفت : بيش از صغاير از كباير فرياد بايد كرد .
1955 - خير و اسراف
حكيمى گفته : چنانچه در خير اسراف نيست ، در اسراف هم خيرى نيست .
1956 - كسر نفس
« قيس بن حازم » روايت نموده : شخصى به سعادت خدمت حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله مستسعد گرديده ، رعب و وحشت بيشمار بر وى استيلا يافت . حضرت فرمود : آسان گير بر خود ، من زنى را پسرم كه گوشت خشك ( قديد ) مىخورد . اگر گويند : حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله چرا چنين فرموده ؟
گوييم : قطع مادّهء كبر و كسر نفس را كرده .
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 49 . ( . . . و گويند : اى واى بر ما ! اين چه كارنامهاى است كه هيچ [ كار ] كوچك و بزرگى را وانگذاشته مگر اينكه آن را برشمرده است ! . . . ) .