ألم تر أنّ الليل بعد ظلامه * علينا لإسفار الصباح دليل ؟
و أنّ الهلال النضو يقمر بعد ما * بدا و هو شخت الجانبن ضئيل
و لا تحسبنّ السيف يقصر كلّما * تعاوده بعد المضاء كلول
و لا تحسبنّ الدوح يقلع كلّما * تمرّ به نفخ الصبا فيميل
فقد يعطف الدهر الأبيّ عنانه * فيشفى عليل أو يبلّ غليل
و يرتاش مقصوص الجناحين بعد ما * تساقط ريش و استطار نسيل
و يستأنف الغصن السليب نضارة * فيورق ما لم يعتوره ذبول
و للنجم من بعد الرجوع استقامة * و للحظ من بعد الذهاب قفول
( مؤيد الدّين طغرايى )
* * * اى امين الملك ! بر تو باد صبر و شكيبايى ؛ هرگاه كه مشكلى سخت شد ، پس آخر تحمل و صبر زياد زيباست . و هيچگاه از خواسته پروردگارت مأيوس نباش پس همانا من ضمانت مىكنم خداوند آن مشكلات را از بين خواهد برد . آيا نمىبينى شب بعد از آن تاريكى سخت به روشنايى روز ما را رهنمون مىسازد . و هلال ماه كه بسيار لاغر بىجان دست و پهلوهايش استخوانى مىباشد ، ماه كامل مىشود . و گمان مكن شمشير بعد از اينكه در ميدان جنگ به خونريزى مشغول مىشود و كند مىشود ، ديگر به حالت اوّل خود بازنمىگردد . و گمان نكن درختان بزرگ از جا كنده مىشوند آن هنگام كه باد صباحى وزد و آنها را خم مىكند . گاهى روزگار سختگير از هيچ كس فرمان نمىبرد پس براى همين مريض را شفا مىدهد يا تشنه را سيراب مىنمايد . و يقين بدان پرندهاى كه بالش را چيدهاند دوباره پر درمىآورد آن هنگام كه تمامى پرهايش بريزند . و شاخه بىبرگ و خشك دوباره سرسبزى را از سر مىگيرد و برگ و بر مىآورد اگر كاملا خشك نشده باشد . و ستاره بعد از افول دوباره طلوع مىنمايد و آشكار مىگردد و براى بخت و اقبال بعد از رفتن ، برگشتى هست .
1529 - در براعت
فيم الإقامة بالزوراء لا سكني * بها و لا ناقتي فيها و لا جمل
( مؤيد الدين طغرايى )
* * * از چه رو در زوراء اقامت گزينم كه در آنجا سكونتگاهى براى من نيست و نيز