1476 - به دور از عدالت
أفي الحقّ أن يعطى ثلاثون شاعرا * و يحرم ما دون الرضا شاعر مثلي ؟
كما سامحو عمرا : بواو مزيدة * و ضييق بسم اللّه في ألف الوصل
( ابو سعيد رستمى )
* * * آيا اين عدالت است كه به سى شاعر ضعيف هديه و جايزه بدهد و امثال مرا بدون جلب رضايت ، هيچ ندهد ؟ همانطور كه نحويون در واو عمرو مسامحه كردند ولى در الف وصل اسم در « بسم اللّه » سخت گرفتند .
1477 - وصل معشوق
قرنت بواو الصدغ صاد المقبل * و أبديت لاما في عذار مسلسل
فان لم يكن وصل لديك لعاشق * فماذا الذي أبديت للمتأمل
( ابن قلاقس )
* * * زلف واومانندش را با دهان صادمانندش همراه كردم و لامى در رشته موهاى او پيدا نمودم . ( از جميع اين سه حرف وصل حاصل مىشود ) و كسانى كه فكر مىكنند كه هيچگاه براى معشوق و صلى حاصل نمىشود پس اينكه من يافتم چه بود ؟
1478 - تنوين رفع
غير المقول عيوبه كالواو من * عمرو يرى و اللفظ منه قصير
كالنون من زيد يقال مديحه * باللفظ لكن لا يراه بصير
( ناشناس )
* * * دلدار كسى است كه هيچ نواقص و عيوبش گفته نمىشود مانند كلمه « عمرو » كه طولانى ديده مىشود درحالىكه در ادا كردن كوتاه است . مانند نون در « زيد » كه همواره او را در لفظ ادا مىكنند و مدح مىنمايند و لكن هيچ كس آن را نمىبيند . ( مراد تنوين رفع فاعلى است )