يا ربّة البيت قومي غير صاغرة * ضمّي إليك رحال القوم و السلبا
في ليلة من جمادي ذات أندية * لا يبصر الكلب من ظلمائها الطنبا
لا ينبح الكلب فيها غير واحدة * حتى يلف على خيشومه الذنبا
* * * اى زن خانهدار ! برخيز بدون هيچ احساس كوچكى و حقارت پس بار و توشه ميهمانان را جمع كن و آنها را مرتب كن . در شبى از جمادى كه در آن مجالس زيادى برقرار است كه سگ نگهبان در تاريكى آن حتى طنابها را نمىبيند . سگ يك بار در آن پارس نمىكند تا اينكه بر روى دهان او طنابى محكم بسته شود .
( يعنى سگ آن قدر صدا مىكند تا پوزه و دهان او را ببندند ) .
« انديه » جمع نداست ، لكن سهو نموده ، چه قياس جمع مقصور اين است كه به وزن افعال باشد ؛ بسان حشى و احشاء و قفا و اقفا و قياس جمع ممدود ، اين است كه به وزن افعله باشد ؛ مثل عطا و اعطيه و هوا و اهويه و رشا و ارشيه . پس بايد به حسب قاعدهء جمع ندا ، انداء باشد و بعضى هم تأويلى كرده ، گفتهاند : « انديه » جمع « نادى » است كه مجلس باشد ، لكن ايشان هم طريق صحّت نپيمودهاند .
« صفدى » گفته : نوبتى اين شعر را نزد شيخ « محمّد بن محمّد بن محمّد بن سيّد الناس العمرى » خواندم ، گفت : اين بيت از « فخرّ الدين » است . شبى « تاج الدّين بن اثير » و « فخر الدّين » بن لقمان با غلامى مسمّى به « طبنا » در يك جا جمع شده از اتّفاق ، طبنا از چشم فخر الدّين متوارى و پنهان شده ، به آواز بلند وى را خواند و اين بيت را انشا نمود .
1470 - محبّت جارى
« اصمعى » حكايت مىكند كه روزى در مجلس هارون حضور داشتم . ابو نواس از در درآمده ، هارون وى را گفت كه در مدّت غيبتت در گلشن طبع مستقيم گلى سر زده يا نه ؟ در جواب گفت :
اگر در شراب هم باشد ، مقبول است ؟ گفت : آرى ! پس شروع به خواندن نموده ، گفت :
يا شقيق النفس من حكم * نمت عن ليلى و لم أنم
* * * اى رفيق بهتر از جان ! تو از ليلى خوابيدى و او را فراموش نمودى درحالىكه من نخوابيدم .
چون قصيده را از اوّل تا آخر بر او خوانده ، طلاى سرخ نظمش را بر محك طبع صيرفى نهاد