مقدمه مؤلف
توصيف نسخهء خطى فارسى با موضوع فرهنگ نويسى كه از جلد چهارم « توصيف نسخهء خطى فارسى و تاجيكى موسسه ملل آسيا » آغاز شده و در سال 1962 ميلادى به چاپ رسيده است « 1 » ، هنوز در جلد پنجم ( حاضر ) در حال ادامه است .
اين جلد شامل توصيف نسخهء خطى فارسى فرهنگهاى دوزبانه زير است : عربى به فارسى ، فارسى به عربى ، تركى به فارسى و فارسى به تركى .
در گنجينه نسخهء خطى موسسه ملل آسيا ، يكى از بزرگترين مجموعههاى نسخهء خطى فارسى ، فرهنگهاى دو زبانه است . بيشترين بخش اين مجموعه را نسخهء خطى فرهنگهاى عربى به فارسى تشكيل مىدهند . در اينجا بيست و دو اثر در شصت و اندى نسخه وجود دارد كه در مجموع تصور كافى و خوبى درباره توسعه اين زمينه علم فرهنگ نويسى به دست مىدهد . ما آثار قرنهاى دوازده تا نوزده ميلادى را در اختيار داريم ، كه برخى از آنها در فهرستهاى اوليه مربوط به قرن دوازده ميلادى نگهدارى مىشوند . در ميان آثار قديمىتر مىتوان به چنين آثار ارزشمندى از قرن دوازده ميلادى براى زبانشناسى ايران اشاره كرد : « كتاب السامى فى الاسامى » ، « مقدمه الادب » زمخشرى ، « تاج المصادر » بيهقى . در اين مجموعه ، برترين آثار فرهنگنامه عربى به فارسى قرن سيزدهم ميلادى نيز وجود دارند مانند : « صراح » ، « مهذب الاسماء » و « نصاب الصبيان » .
مجموعه فرهنگهاى تركى به فارسى و فارسى به تركى شامل ده اثر در بيست و سه نسخه مىباشد . در ميان آنها مىتوان به قديمىترين آثار بسيار جالب مربوط به قرن پانزدهم ميلادى براى فيلولوژى ( لغتشناسى ) ايرانى اشاره كرد ، كه تاكنون به چاپ نرسيدهاند ، مانند : « شامل اللغات » كه در دورهاى نزديك به زمان جمع آورى نسخه بوده كتابت شده ، و فرهنگ قديمىتر ديگر ؛ « وسيله المقاصد فى اللغات الفارسى » . از ميان فرهنگهاى دورههاى بعدى كه در مجموعه ما نگهدارى مىشوند ، مىتوان فرهنگهاى قرن شانزدهم ميلادى مثل « لغات حليمى » ، « لغت نعمه الله » و « تحفه شاهدى » را نام برد .
فرهنگهاى دوزبانه داراى اهميت بسيارى براى فيلولوژى ايرانى هستند . تاثير متقابل اين سه زبان يعنى فارسى ، عربى و تركى را مىتوان در هر يك از فرهنگهاى فارسى مشاهده كرد . كه در اين فرهنگها علاوه بر كلمات فارسى ، تعداد زيادى از كلمات عربى و تركى نيز وجود دارد . در برخى از فرهنگهاى فارسى ، بخشهاى خاصى از كلمات تركى است كه در ادبيات فارسى مورد استفاده قرار گرفتهاند . همچنين سنتهاى فرهنگ نويسى پيشرفته اين سه زبان ، به لحاظ تاريخى به هم آميختهاند .
براى فرهنگنامه فارسى و واژهسازى تاريخى آن ، در وهله اول فرهنگهاى عربى به فارسى از اهميت بسيار بالايى برخوردار هستند . آثار قرن يازدهم ميلادى كه به دست ما رسيده ، نشان از شروع زمان گردآورى اين گونه فرهنگها دارند . در مرحلهء بعدى فرهنگهاى فارسى به تركى هستند كه از قرن پانزدهم ميلادى بوجود آمدهاند .
منابع فرهنگنويسى فارسى ، كه ما مىتوانيم شروع آن را از قرن يازدهم ميلادى ذكر كنيم ، همانطور كه مشخص است ، فرهنگهاى قرن دوازدهم تا سيزدهم ميلادى كه به دست ما رسيدهاند را شامل نمىشوند . اين جاى خالى را مىتوان با يك سرى از آثار فرهنگنويسى عربى به فارسى تكميل كرد ، كه لغات فارسى قديمى ، معناى هر يك از كلمات فارسى و فرمهاى دستورى از رده خارج شده را براى ما حفظ كردهاند .
هامش
( 1 ) . اس . اى . بايفسكى ، توصيف نسخهء خطى فارسى و تاجيكى موسسه ملل آسيا . چاپ چهارم . فرهنگ لغتهاى توصيفى فارسى ، مسكو ، 1962 .