نقشههاى شوم مخالفان
« بريده » گويد : هنگامى كه از مجلس خارج شديم ، برخى از همان گويندگان تبريك به دوستانشان در حالى كه جهّال قريش در اطرافشان جمع شده بودند مىگفتند : ديدى محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم چه مقامى به پسر عم خود داد ؟ و اگر مىتوانست ، او را پس از خود پيامبر معرفى مىكرد ؟ دوستش گفت : خودت را نگهدار و ناراحت مباش ، اگر محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بميرد ، دستوراتش را زير پا مىگذاريم ؟ ! .
حذيفه گويد : پس از آن ايّام ، بريده مدتى به سفر شام رفت و پس از بازگشت ، ديد پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از دنيا رفته و مردم با ابى بكر بيعت كردهاند ، لذا به مسجد آمد و در اين موقع ابى بكر بر فراز منبر نشسته بود و عمر در پلَّهاى پايين قرار داشت ، و از فاصلهء دور فرياد زد : اى ابى بكر و اى عمر ؟ ! گفتند : اى بريده مگر جن زده شدى ؟ بريده گفت : من جن زده نشدهام اما تبريك ديروز ( 1 ) شما به على عليه السّلام چطور شد ؟ ! ابو بكر گفت : اى بريده ، مسائل تغيير مىكند و تو در مدينه نبودى و حاضر مسائلى را مىبيند كه غايب نمىبيند ؟
بريده به آن دو گفت : شما چيزى ديديد كه خدا و رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نديدند ؟ آرى اين كار شما ، وفاى دوست توست كه ديروز ، مىگفت : اگر محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از دنيا برود ، فرمانش را زير پا مىگذاريم و بدانيد پس از اين لحظه مدينه بر من حرام است و تا بميرم در آن سكونت نمىكنم .
لذا بريده با اهل و عيال از مدينه خارج شد و به ميان قوم خود ( بنى اسلم ) رفت ، و گاهى به مدينه سركشى مىكرد .
در زمانى كه خلافت به امام عليه السّلام رسيد ، به او ملحق شد و به عراق رفت و پس از
هامش
( 1 ) ديروز بمعنى مدت قبل مىباشد .